جلسه ۱۶۷
3تلمیذ: احدیت است؟
استاد: بله، همان احدیت است. آن مقام مقامی است که ریشه و منشأ و سرچشمۀ تمام ظهورات از آن مقام است. آن مقام هوهویّت است که دیگر در آنجا هیچ اشارهای هم نمیتوانیم بکنیم چون هر اشارهای که بکنیم ظهور آن مقام در مرتبۀ مادون است درحالیکه خودِ آن مقام باز ریشه برای ظهورات است.
تلمیذ: آنجا فوق ظهور است؟!
استاد: بله، آنجا اصلاً دیگر ظهوری نیست. آنجا دیگر حقیقت تمام ظهورات همه در آن منطوی هستند. حالا در بحث بعدی که هر کدام از اینها با دیگری چگونه متحد هستند، میآید که ریشۀ خلطی که در اینجا شده است چه بوده که باعث شده این آقایان مرتبۀ صفات را عین مرتبۀ ذات میدانند. این در بحث بعدی بهتر روشن میشود.
المُعَبَّر عنه بِالکَنزِ المَخفِّی فِی الحدیثِ القُدسی و بینَ الوجوداتِ المُقیَّدَة مِنَ المجرداتِ و المادّیاتِ منبسطاً علیها کَإضافةِ بینَ شیئین.1
به این مرتبه همان «كُنتُ كَنزًا مَخفيًّا» میگویند که در روایات هم داریم؛ در حدیث قدسی داریم،2 «در حدیث قدسی از آن تعبیر به کنز مخفی و گنجی که هیچ بروز و ظهور نداشت شده است که بعداً خودش را ظاهر و بارز گردانید، بین آن مقام و وجودات مقیّده از مجرّدات و مادّیات، بر تمام این وجودات اشراق پروردگار منبسط است مثل اضافۀ بین دو شیء.»
قدسى به كنز مخفى تعبير شده و بين وجودات مقيّده، اعمّ از مجرّدات و ماديّات،
پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اوّلین مرتبۀ بروز و ظهور کنز مخفی
محییالدّین هم در صلواتش بر پیغمبر و امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسّلام دارد:
اللَّهُمَّ أفِضْ صِلَةَ صَلَوَاتِكَ وَ سَلَامَةَ تَسْلِيمَاتِكَ عَلَى اوّل التَّعَيُّنَاتِ الْمُفاضَةِ مِنَ الْعَمَاءِ الرَّبَّانِىِّ....3
«عماء ربانی» عبارت از همان مقام کنز خفی است. یعنی پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و نور پیغمبر اکرم و روح آن حضرت اوّلین مرتبۀ بروز و ظهور کنز مخفی است که آن مقام احدیت است که میخواهد ظهور پیدا کند اوّلین واسطۀ برای ظهورِ عوالم مجرّده و ماده، نفس پیغمبر اکرم است وقتی که او اوّلین واسطه شد و تمام عوالم بعدی مترتّب بر این شد یعنی از این واسطه عوالم دیگر پیدا شد.
- . منظومه، ج 3، ص 548.
- . عوالى اللئآلى، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسير بيان السّعادة، ج 4، ص 116:
«قال سبحانه: كُنتُ كَنزًا مَخفيًّا فَأحْبَبتُ أن أُعرَف، و خَلقتُ الخَلقَ لِكَى أُعرَفَ.» ترجمه:
«قبل از آفرينش عالم گنجى پنهان بودم كه دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مخلوقات را آفريدم تا شناخته شوم.» (محقّق) - . امام شناسى، ج 16ـ17، ص 241، تعلیقه 1: جزء مجموعهاى از صلوات خاصّۀ محيى الدّين غير از صلوات مشهوره. ترجمه:
«بار پروردگارا بهطور سرشار بريز صلوات و تحيّات و درودهاى متَّصلۀ خودت را، و پاكترين و خالصترين سلامها و اكرامهاى خودت را بر اوَّلين تعيّناتى كه از مقام عَماءِ ربَّانى (خفاء و پنهانى صرف و اندماج محض) بهطور سرشار فرو ريخته است ... .»

