اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد

جلسه ۱۶۷

4
  • نفس مبارک پیغمبر اکرم عبارت از ماسوی‌الله

  • پس نفس مبارک پیغمبر اکرم عبارت از ماسوی‌الله است؛ تمام ماسوی‌الله در شکم پیغمبر رفته است، خود او هم اوّلین واسطه برای آن مقام هوهویّت است. یعنی جبرئیل، ملائکۀ مقرب، روح، قلم و هرچه که می‌خواهید اسم ببرید تمام اینها در مرتبۀ متأخّرۀ از وجود روحانی پیغمبر است. وجود جسمانی او همان است که هزار و چهارصد سال پیش به‌ دنیا آمد ولی آن وجود روحانی بود «کُنتُ نَبیَّاً و آدمُ بَین الماءِ و الطِّینِ»1 این «کُنتُ نَبیِّاً» ـ آن مقام نبوّت ـ یعنی همان مقام نورانیّت. تازه این کلام قبل زمان آدم را بیان می‌کند حضرت باید بگوید که قبل از خلقت زمین و آسمان، قبل از خلقت عوالم ربوبی...

  • تلمیذ: اینها قدیم نیستند؟

  • استاد: بله، قدیم هستند ولی در جنبۀ اولویّت و در مقام اولوّیت، این بر آنها اولویّت دارد نه اولویّت زمانی بلکه اولویت رُتبی. إنَّ الله مُقدَّمٌ عَلینا نه به مُقدّمیت زمانی به‌جهت اینکه هر زمانی که خدا بود ما هم بودیم یعنی این بروز و ظهوری که الآن هست در ذات پروردگار منطوی بود ولی فرقش این است که آن مقدّم است بر ما به اولویّت رُتبی یعنی چون علت هست علت همیشه بر معلول مقدّم است و معلول بدون علت صفر و هیچ است و این منافات ندارد با اینکه هروقتی که علت باشد معلول هم باشد. بله، هروقت که خورشید هست سایه هم هست حالا سایه می‌تواند بگوید که هروقت که تو بودی من هم بودم پس تو اینجا چه کاره‌ای؟! خورشید می‌گوید که اگر یک دقیقه نباشم تو وجود نداری! منظور از سایه عدم نور نیست بلکه انعکاس نور است لذا ما به نور قمر سایه می‌گوییم از این ‌نظر که او ظلّ برای خورشید است چون نور خورشید به او تابیده است او نورانی شده است پس نور خورشید اصل است و نور قمر هم ظلّ است. به ما هم اظلال می‌گویند چون نور وجود بر ما به‌واسطۀ اضافۀ اشراقیّه تابیده شده است و ما از آن ماهیت که عدم هستیم بروز و ظهور پیدا کردیم. می‌گویند: آقای کذا، آقای کذا، درحالی‌که آقای کذا غیر از همان افاضۀ وجود پروردگار چیز دیگری نیست، وجودی نداشته، چیزی نبوده است پس چرا می‌گویند: آقای کذا، چرا به او اشاره می‌کنند؟! چرا مستقل است؟! تمام اینها به‌خاطر این است که آن علت به این افاضه کرده است و این مرتبۀ مادون آن علت است حالا می‌تواند بگوید که آقای علت تو پی ‌کارت برو من خودم برای خودم هستم! می‌گوید: نه؛ «اگر نازی کند از هم فروریزند قالب‌ها»!2 اگر بخواهد تمام اینها را به مقام کنز خفی برگرداند تمام اینها را برمی‌دارد آن‌وقت دیگر هیچ‌کسی وجودی ندارد و اثری از حیات برای آن شخص نیست. اگر دوباره بخواهد خودش را در این مظاهر بروز و ظهور می‌دهد همان‌طور که در هر آنی دارد بروز و ظهور می‌دهد. این موجوداتی که دائماً در حال خلق هستند تمام اینها بروز کنز خفی است، دائماً آن کنز خفی دارد خودش را نشان می‌دهد و إلی ما لا نَهایةَ لَه دارد نشان می‌دهد و إلی ما نَهایة قَبلَه هم نشان داده، همین‌طور نشان داده و نشان می‌دهد که یک بُرهه‌اش ما هستیم. مثلاً دو روز دنیایش قسمت ما است.

    1. بحار الأنوار، ج 16، تتمة كتاب تاريخ نبينا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، باب 12، ص 402، ح 1.
    2. غزلیات نظیری نیشابوری، غزل شماره 8:
      به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را***اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها