جلسه ۱۶۸
11اینها بهخاطر این است که ما مسائل مختلفۀ خارجی دیدهایم تا توانستیم حمل کنیم خیلی خب. حالا شما میگویید که در ذات پروردگار، علم، عین قدرت است یعنی هیچگونه اختلاف مصداقی ندارند و ما اصلاً بیخود به او علم، قدرت میگوییم نه، نهخیر آقا به همهاش بگو: علم! به همهاش بگو: قدرت! به همهاش بگو: حیات! به همهاش بگو: قهر! بله دیگر وقتی که مصداقاً یکی باشد شما الفاظ را باهم عوض کن وقتی که این مصداق، مصداق واحد است شما اسم این را بردار یک اسم دیگر بگذار شما به این کتاب بخاری بگویید و با فرش مصداقاً یکی هست. وقتی که مصداقاً یکی شد پس شما این اختلاف مفاهیم را از کجا آوردید؟! یعنی اگر منبابمثال این کتاب با این بخاری از نظر مصداق یکی بود چرا به این بگویی: بخاری؟! خب به این بگو: کتاب! به او بگو: کتاب! اسم این را عوض میکنیم! اسم این را کتاب و اسم آن را بخاری میگذاریم!
بنابراین اختلاف و خلطی که به رغم اینکه خود ایشان فرمودند ظِلام اوهام اقتربت علیهم ... باید در کمال ادب و ارادت خدمت مرحوم حاجی ـ حاجی خیلی مقام بالایی داشت، این از بیسوادی ماست! حالا همینطوری آنچه که بهنظر میرسد را داریم میگوییم! ـ عرض کرد: در اینجا بین مصداق واحد «بما هُوَ واحد» و «مصداق واحد بما هی جامِعٌ بجمیع الاوصاف و الکمال» بر مرحوم حاجی خلط شده است. بله از مصداق واحد بما هُوَ واحد نمیتوانیم معانی مختلفی انتزاع کنیم. ولی اگر این مصداق از نقطهنظر طواری اعراض حالا این بر ذات که عارض نمیشود من در مقام مثال و تنزیل دارم صحبت میکنم. ولی چون این وجود واحد بما هُو واحد مستجمع کمالات است وقتی که خود وجود مستجمع کمالات شد آنوقت در مقام اجمال در مقام ظهور و مقام افاضۀ اشراقیه و اضافۀ اشراقیه آن مصادیق باهم در خارج اختلاف پیدا میکنند. لذا ذات در مقام ذات خودش بالإجمال دارای قدرت است و قدرت او عین علم و بالإجمال، و در مقام آن ذات هیچ وجود ندارد فقط ذات است و بس.

