جلسه ۱۶۸
13الآن من این را سؤال میکنم: آیا ذات عالم است یا عالم نیست؟! آیا قادر است یا قادر نیست؟! فرض میکنیم ما در مقابل ذات ایستادهایم داریم دربارۀ ذات قضاوت میکنیم میگوییم که این ذات هیچ خلقی نکرده، این خلقی هم که کرده است همۀ اینها سراباند: ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾1 یعنی فرض میکنیم اصلاً ذات خلقی نکرده، حالا آن قبلی جدی بود ولی این حالا شوخی، فرض کنیم ذات هیچ خلقی اصلاً نکرده که من هم کنت کنزاً الآن اَکون کنزً مخفیّا این کنز مخفی علم و قدرت دارد یا ندارد؟! اگر میگویید دارد پس این اختلاف از کجا آمد؟! مقام هوهویّت منظورتان نیست، پس این اختلاف از کجا آمد؟! پس تو الآن نه قدرت داری نه علم داری نه حیات داری هیچ نداری تمام اینها متوقف است که ظهور پیدا کنی باطلٌ.
تلمیذ: صفات با ذات عینیت ندارد و مقام ذات جدای...
استاد: همین، اینکه عینیت ندارد یعنی در مقام اتّصاف است اینکه میگوییم: «إنَّ الله عالِمٌ» ما الآن این عالم را از نقطهنظر حضور میگوییم و الأشیاء عِندَ الذات این حضور میگوییم در مرحلۀ متأخّر است به این لحاظ عالِمٌ میگوییم و اینها به این لحاظ میگویند چون اشیاء پیش ذات حاضر است پس «الله عالمٌ». ما میگوییم: نه، آن علم در مرتبۀ متأخّر از این ظهور است، یعنی در عین بساطت خودش در مقام بساطت خودش باز ما به این «عالِمٌ» میگوییم یعنی اگر فرض کنیم که اشیایی وجود نداشت باز «هوَ عالِمٌ» همان بذاته بإجماله؛ «عالِمٌ بذاته» و به اجمال در مقام بروز و ظهورات.
تلمیذ: لذا میگویند: «عالمٌ قَبلَ أن یَکونُ شیئاً»؟
استاد: بله قبل از اینکه ... اتفاقاً میخواستم همین را عرض کنم، قبل از اینکه خلقی بکند عالم بود قبل از اینکه خلقی بکند حی بود قبل از اینکه خلقی بکند قادر بود این کلمات امیرالمؤمنین علیهالسّلام. و این اتّحاد را نمیرساند نه اینکه ذات چون ذات است بنابراین عین علم است؛ نه، ذات عین علم نیست ذات منشأ برای علم است، چطور اینکه ذات ما منشأ برای علم ماست ذات ما منشأ برای قدرت ماست، ذات ما منشأ برای حیات ماست، آن ذات هم در مقام ذات در عین بساطت خودش، اقتضای علم را میکند. یعنی نفس بساطتِ وجود اقتضای علم میکنم اقتضای قدرت میکند. اقتضای حیات میکند اقتضای بهاء و بهجت میکند.
- . سوره نور (24) آیه 39. معاد شناسى، ج 8، ص 184:
« اعمالشان همچون سراب است كه شخص تشنه آن را آب مىپندارد.»
- . سوره نور (24) آیه 39. معاد شناسى، ج 8، ص 184:

