جلسه ۱۶۸
14چطور شما آن بساطت را در مظاهر خارجی با اختلاف سریان میدهید؟! همین بساطت را در ذات با صفات سریان بدهید. شما این کتاب و این ضبط صوت و این فرش و این حسن و حسین را داخل در بساطت وجود میکنید و میگویید آن بساطت وجود منافاتی با این اختلاف ماهوی اشیاء ندارد خب همین را به ذات سرایت بدهید و بگویید: در مقام ذات هم آن بساطت منافاتی با علم و قدرت و اینها دارد. درعینحال که مصداقاً آنها تعدد دارند، مفهوماً و مصداقاً هم تعدد دارند، ولی مصداق آنها همان ذات است ذاتی است که دارای این قدرت است نه ذات تنهای تنهای تنهای بدون علم و قدرت و حیات. ما یکهمچنین ذاتی نداریم و بدردمان هم نمیخورد. آن ذات تنهایی که علم ندارد، قدرت ندارد، هیچ ندارد.
بله ما میتوانیم یک قسم کلام اینها را توجیه کنیم اینها که میگویند عین ذات است به اینکه منشأ انتزاع آنها همان امر بسیط است اینطوری میتوانیم توجیه کنیم بعد آنوقت وقتی منشأ انتزاع شد این دیگر اختلاف مفهومی پیدا میشود درحالیکه مصداقاً یکی است بله اگر شما مصداق اینها را ذات میدانید به اینکه اوّل منشأ برای اینهاست اشکال ندارد ولی اگر ذات صرف، غیر از علم و اینها بدانید، ما این را نمیتوانیم بپذیریم.
تلمیذ: پس این توضیح که به اجمال اشکال کردهاند اجمال در مقام بساطت یعنی چه؟
استاد: اجمال یعنی استعداد، اجمال یعنی قوه، اجمال یعنی حضور همین در خودمان.
تلمیذ: یعنی عالم بودن خدا در خود ذات مصداق دارد، قادر بودنش مصداق دارد، حی بودنش مصداق دارد، این مصداق داشتن در مقام اجمال مشخص نشده است؟!
استاد: ببینید مصداق نه به این منوال که خدا یک ذاتی دارد فرض کنید چندتا کوفته هم جلواش گذشته است، اسم یک کوفته را عالم گذاشته، یکی را قادر گذاشته، اینها را به خودش چسبانده است مثل اینهایی که میخواهند به جبهه بروند در یک طرف قمقمه میبندند طرف دیگر [اسلحۀ] کلاش میبندند طرف دیگر بیسیم و ... همینطور خدا الآن یک ذاتی است که یک طرفش عالمیت است، جلواش قادریت است، عقبش قابلیت است! اینطور که نیست، بله منظور این است که خود آن ذات، فیحدّنفسه، در عین بساطتش، ترکیب از ماده و صورت نیست بلکه وجود بحت است خود آن نفس وجود در مقام اجمال آن در او قدرت است؛ بخواهد اعمال کند نخواهد نمیکند. الآن در این دنیا؛ آیا اینکه زید الآن امروز بهوجود آمد عمرو فردا بهوجود آمد در اینجا قدرت خدا به مرور زمان تعلّق گرفته یا تعلّق نگرفته است؟! الآن در اینجا زید را بهوجود آورد فردا عمرو را درست میکند.

