جلسه ۱۶۸
15پس الآن قدرت خدا به وجود عمرو، متأخّر است از قدرت خدا بهوجود فعل دیگر زماناً، درست است؟! درحالیکه همین دیروز که زید را بهوجود میآورد قدرت بر وجود عمرو را داشت یا نداشت؟! داشت.
این را اجمال میگوییم یعنی یک قدرتی در وجود انسان باشد و انسان اعمال نکند این اجمال میشود. تفصیل این چه میشود؟! درست کردن! شما الآن قدرت دارید یک صغریٰ و کبریٰ بسازید، قدرت را دارید یا ندارید؟! بدون مراجعه به طبیعت و فلان و این حرفها و نمیدانم چه یک چیزهایی میخوردیم از آن چیزها بله بدون اینها. حالا یک وقت آن قدرت را اعمال میکنید یک وقت آن قدرت را اعمال نمیکنید، اگر اعمال نکنید میگویید: اجمالاً قدرت را دارم و اگر اعمال کنید میگویید: تفصیلاً، درست شد. این در ذات پروردگار هم همین است.
تلمیذ: در حقیقت با عقیدۀ معتزله یکی میشود چون معتزله هم میگویند که ذات در مقامی است که میتواند ... یعنی نائبمناب علم و قدرت و حیات است.
استاد: قائم مقام است.
تلمیذ: نائبمناب میدانند میگویند که ما نمیتوانیم بگوییم که خداوند صفات عالمیت زائد ... بر ذات اوست عین ذات اوست بلکه ما میگوییم در آن مقام نه علمی است نه قدرت بلکه ذات حقیقی است که نائبمناب به عالم بودن و قادر بودن است.
استاد: ببینید اینکه بگوییم باز در آنجا علم نیست این در آنجا خلط است، یعنی باز شما ذات را از علم جدا کردید نائبمناب بودن یعنی چه؟! یعنی بالأخره ما نمیدانیم علم در ذات هست یا نیست؟! آیا ذات عالم است یا نه؟! سؤال ما این است آیا ذات قدرت دارد یا نه؟! بعد اگر بگوییم که قدرت ندارد بعد قدرت پیدا میکند خب این میشود نفس، احتیاج، افاضه و جنبۀ قابلیت غیر از فاعلیت است همین حرفهایی که حاجی زده است.
تلمیذ: از کجا میفهمیم؟! در مقام تفصیل میفهمیم؟!
استاد: در مقام تفصیل، پس در مقام تفصیل کشف میکنیم که ذات این قدرت را داشت ولی الآن اعمالش کرد. این اختلافات مفهومی که ما میفهمیم همه از تفاصیل است چون میبینیم ذات اعمال کرده، چون میبینیم ذات اینطور است؛ ذات علم داده، ذات قدرت داده، میفهمیم پس باید این منشأ انتزاعش در او باشد. پس همین علم و قدرت در مقام اجمال در ذات هست، در مقام تفصیل هم چیست؟ به همین کیفیت است.

