اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى

جلسه ۱۶۸

6
  • تلمیذ: بعضی از صفات را انتزاع می‌کنیم درحالی‌که منافاتی با بساطت آن ندارد؛ در مورد حضرت حق می‌گوییم که أنَّهُ واحدٌ بسیطٌ...

  • استاد: حالا یکی‌یکی، ما از همین‌جا شروع می‌کنیم. این کلامی که مرحوم حاجی در اینجا دارد که «و کأنَّهُم لَم یَقرَع أسماعَهُم جوازَ انتَزاع مفاهیمِ مُختَلِفَة مِن مِصداقٍ واحدٍ»،1 اشکال در این است اگر شما مفاهیم متعدده‌ای را از یک مصداق اخذ می‌کنید مابه‌الاِنتزاع آن‌هم باید متعدد باشد یعنی اگر شما به این جسم خارجی ماده و صورت می‌گویید، الآن شما یک ماده و صورت را از این جسم خارجی اخذ می‌کنید، آیا نظر شما به این شیء بما هوهو انتزاع ماده و صورت را می‌کند یا نه؟!

  • شما نگاه به این مصداق می‌کنید و دو جهت را در این می‌یابید: یکی ماده بودن و هیولا بودن آن برای قبول صور است لذا به آن می‌گویید که «هذا مادة»، یکی اینکه الآن صورت قرطاسیت دارد، این الآن صورت کتابیت دارد، به آن می‌گویید: «هذا صورةٌ» یعنی شما هیچ‌وقت نظرتان به یک مصداق واحد نخواهد بود، اگر هم بخواهید به یک مصداق نظر کنید نظر تعمّلی می‌کنید یعنی عقل آن مفهوم و آن مصداق را تجزیه می‌کند، به لحاظ منشأ انتزاعش شما یک مفهومی را بر این بار می‌کنید والاّ شما یک فرد واحد را بما هوهو، صرف‌نظر از هیچ‌گونه ارتباط و مقارنات و شرایط و آنچه را که این با خارج خودش ارتباط دارد، نگاه کنید غیر از یک مفهوم واحد نمی‌توانید انتزاع کنید و آن زید است یعنی اگر شما زید را لحاظ کنید «بما هو انسانٌ»، یعنی فرض کنید که این زیدی است که سر دارد پا دارد و شکم و دنبه دارد، به زیدی که دارای این خصوصیات است نمی‌توانید ابن‌عمرو بگویید، نمی‌توانید کاتب بگویید، نمی‌توانید ضاحک بگویید اما همین‌که زید خندید شما فوراً می‌گویید: ضاحک، چرا تا‌به‌حال نمی‌گفتید؟! چون نخندیده بود، همیشه مثل مربای آلو بود! تااینکه زید ایستاد می‌گویید که قائم است، چرا تا به حال به او قائم نمی‌گفتید؟! چون «زید بما هو زیدٌ»، «قائم» نیست، مگر در اینجا بین قائم و زید از نظر مصداقیت تغییری پیدا شد؟! نه، زید همان زید است، بایستد به او قائم می‌گویید، بنشیند به او قاعد می‌گویید، اینکه همان است گرچه در بعضی اوقات قائم به‌درد می‌خورد و در بعضی اوقات قاعد به‌درد می‌خورد در هرکجا یک‌طور است ولی بالأخره این مصداق باید تغییر کیفی پیدا کند یا عَرَضی پیدا کند تااینکه مطلوب واقع شود یا غیر مطلوب واقع شود.

    1. منظومه، ج 3، ص 554.