جلسه ۱۶۸
7پس درهرصورت نمیتوانیم مفاهیم متعددهای از مصداق واحد بما هُوَ واحد انتزاع کنیم و اینکه ایشان در اینجا فرمودهاند، خلط کردهاند بین اینکه وجود آن مصداق را مدنظر گرفتهاند یعنی خود آن مصداق، خود مصداق تغییری پیدا نکرده است ولی ما در اینجا میگوییم که خود آن مصداق بما هُوَ مصداق در اینجا مدنظر نیست؛ چون حالات و عوارضی طاری بر این مصداق شده است شما در اینجا مفاهیم مختلفی را از این مصداق اخذ میکردید، اگر آن عوارض طاری نمیشد اخذ نمیکردید. منبابمثال اگر این مصداق راه نمیرفت شما ماشی را بر این حمل نمیکردید، اگر این مصداق نمیخندید شما ضاحک را بر این حمل نمیکردید، اگر این مصداق نمیخورد شما آکل را بر این حمل نمیکردید، اگر این مصداق نمینوشت کاتب را بر این حمل نمیکردید پس مصداق گرچه واحد است ولکن به لحاظ منشأ انتزاع مفاهیم متعدده ـ چون در این مصداق هست ـ شما آن مفاهیم را اخذ میکنید والاّ بماهو اخذ نمیکنید؛ بما هُوَ زید، زید است همین، زید لیس إلاّ زید، نه ابنعمرو است، نه بکر است، نه خالد است، نه شوهر رقیه است، نه بابای زکیه است، نه برادر اکبر است، نه عموی غلام است، هیچکدام اینها نیست. زید، زید تنها است و مصداق، مصداق واحد است. بله، به لحاظ ارتباطش با حقایق موجودۀ خارجی، نه معدومه و اعتباری، همین ریاستی که الآن بر این زید حمل میکنید یک حقیقت مابهالاِنتزاع واقعی خارجی دارد یعنی همین هیئت اجتماعی یک امر خارجی است گرچه خود اجتماع یک امر اعتباری است ولی بالأخره جلوس این فرد در کنار این فرد یک امر حقیقی است این را که میدانیم، این که در کنار او نشسته است این که امر میکند به آن هیئت اجتماعی میگوییم، آن هیئت اجتماعی یک رئیس میخواهد، یک شخصی که در رأس میخواهد و بعد ما انتزاعی میکنیم و میگوییم: آقایان مرئوساند و او هم رئیس آنهاست پس الآن دوباره این انتساب زید به ریاست و ارتباطش به لحاظ یک امر خارجی است، به لحاظ هیکلش نیست، روی این حساب اینکه ما از مصداق واحد بماهُو واحد مفاهیم مختلف اخذ کنیم صددرصد اشتباه است و مصداق واحد بما هُوَ واحد فقط یک مفهوم بر او اطلاق میشود و حتماً باید یک مصداق، یک مفهوم، یک مابهالاِنتزاع خارجی و یک منشأ خارجی داشته باشد.

