جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
3این خلاصۀ بحث راجع به عینیت ذات با صفات یا اختلاف ذات با صفات و نحوۀ آن است.
بعد در اینجا این قضیه مطرح است: این مطلبی که عرفا به آن قائلاند که ذات در آن مقام خودش لا اسم و لا رسم است آیا در آن مقام اسم وجود بر ذات اطلاق میشود یا نمیشود؟! اگر بگوییم در آن ذات حتی اسم وجود هم اطلاق نمیشود، این خلاف است پس آن ذات چیست؟! پس این مسئله چطور است؟! ما نباید ذات را یک مرتبهای بالای مرتبۀ تنزّلات و تعیّنات بدانیم بلکه آن ذات در عین علوّش نسبت به مراتب عِلوی، نسبت به مراتب سِفلی دنو دارد یعنی مرتبۀ ذات بهواسطۀ لاحدّیّت و بساطت خودش در عین اتحاد با آن اعلیٰ مرتبۀ تجرد که عالم لاهوت و جبروت و اینها است با همین تعیّنات اتحاد دارد و این تعیّنات مادی موجب انفصال این مظاهر از مقام ذات نیستند. هیچ فرقی نمیکند یعنی بهاندازۀ سر سوزنی، ارتباط ذات با آن جبروت و لاهوت، اولویت و اقدمیت زمانی و یا اقدمیت شِدّی و شِدّتی با آن مراتب نازلۀ این عوالم متعیّن ندارد گرچه خود اینها از نظر رتبی باهم تفاوت دارند ولی صحبت در آن ذات است که آن ذات تفاوتی ندارد.
بناءًعلیٰهذا اینکه مرحوم حاجی میفرماید: «أنَّها کُلٌ مُتّحدةٌ مع الاخریٰ»1 جای تأمّل است. آنچه را که فلاسفه میگویند که صفات و اسماء در مقام ذات عین ذات هستند جای تأمّل است. آنچه را که عرفا در اینجا میگویند که مقام اسماء و صفات نازلۀ مقام ذات است و جدای از مقام ذات است به عبارت دیگر نزول مقام ذات است اگر به معنای ایجاب تعیّنات و مظاهر باشد صحیح است والاّ اگر به این معنا نباشد بلکه به معنای مصداقیت این صفات در ذات باشد، از این نقطهنظر باید عرض شود که در این مسئله هم جای بحث و تأمّل است.
- . منظومه، ج 3، ص 552.

