جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
5کَما کانتِ الکلُّ مُتحدةٌ مَعَ ذاتِ الموصوفِ بِها و اتَّحَدَت فی الذّاتِ و الوجودِ لا مفهوماً حَتی یَکونُ ألفاظُهُا مُترادفةً و هُو باطلٌ کَکونِکَ المَقدور لِله تَعالیٰ و المَعلوما لله.1
فرق اتحاد با عینیت
«هرکدام از اینها با دیگری متحد هستند همچنان که همۀ اینها متحد هستند با ذاتی که موصوف به اینها هستند.» اتحاد دارند، در ما هم همینطور است، این با ما متحد است ولی صحبت اتحاد با عینیت دوتاست؛ یک وقت میگوییم: این وصف با ذات متحد است این را قبول داریم که متحد با ذات است اما این یک چیز است و یک وقت میگوییم: عین او است، نهخیر عین او نیست این علت است و آنها معلول هستند.
«متحد در ذات و وجود هستند و در مفهوم متحد نیستند تااینکه فقط یک الفاظ مترادف باشند» مثل اینکه شما هم مقدور خدا هستید و هم معلوم حضرت حق. ایشان میگویند: این مقدوریت شما عین معلومیت است.
هذا تَنظیرٌ لِلمقام و تَنویرٌ یَرتَفِعُ بِهِ ظِلامُ أوهامٍ اختَلَطَ علیهمُ المفهومُ و المصداقُ فَیَرونَ اختلافَ مَفاهِیمِها و یَتَوَّهمونَ اختلافَ وُجودِها و مِصداقِها بِحَسَبِها و کَأنَّهم لَم یَقرَعْ أسماعُهُم جَوازَ انْتِزاع مفاهیمٍ مختلفةٍ مِن مصداقٍ واحدٍ فَهُم مَعَ القائلین بِاتِّحادِها فی المَفهومِ أیضاً فی شِقاقٍ.2
[و اين تنظير و تمثيل است براى مقام بحث تا بهواسطۀ نورش تاريكى اوهام برطرف شده و اشتباه مفهوم با مصداق كه دامنگير بعضى شده زائل گردد]
اینها اختلاف مفاهیم را میبینند و خیال میکنند که وجود و مصداقشان هم برحسب اختلاف مفاهیم مختلف هستند و کانّه نشنیدهاند که مفاهیم مختلفه از مصداق واحد انتزاع شوند. اینها با آن افرادی که میگویند: اینها اتفاق در مفهومی دارند، در ستیز هستند.
و تَقریرُ التَّنظِیر أنَّه یَصدُقُ علیکَ أنَّکَ مَقدورٌ لِله و مَعلومٌ و مُرادٌ و مَعلولٌ لَه إلیٰ غیرِ ذلکَ مِنَ المضایِفاتِ لإضافاتِهِ تعالیٰ و أنتَ شخصٌ واحدٌ و مصداقٌ فاردٌ و لا یمکنُک أن تقولَ أنا مقدورٌ لَه مِن جَهَةٍ و معلومٌ لَه مِن جهةٍ أخریٰ مثلاً.3
- . منظومه، ج 3، ص 552.
- . منظومه، ج 3، ص 553.
- . منظومه، ج 3، ص 553.

