جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
7«هر بسیطی از این مرکبات و اینها یک چیز است و موجود است و واحد است و معلوم است و مقدور خداوند است از جهت واحد یعنی از یک جهت تمام اینها معلوم و مقدور هستند نه از جهات متعدده.»
فَظَهَر أنَّ اتحادَ مفاهیمٍ کثیرةٍ فی الوجودِ و المصداقِ واقعٌ.1
روشن میشود که اتحاد مفاهیم کثیره در وجود و مصداق هست.
ما مفاهیم متعدده را ازنظر مصداقی یکی میبینیم.
ثمَّ أشَرنا إلی کونِ صرفِ الوجود بِذاتِهِ مصداقاً لِجمیعِ صفاتِ الکمال بِقولِنا
فَصرِفُ کونٍ هو ظاهرٌ بِذاتِهِ و ظهورٌ فَبملاحَظَةِ أنْ لا ذاتَ هنا طَرَأَ علیهِ الظهور فَهو نفسُ الظهور و إذْ هو ظهورٌ قائمٌ بِذاتِهِ فَهو ظاهرٌ.2
«اشاره میکنیم به اینکه صرفالوجود بذاته مصداق برای جمیع صفات کمال است.» بله، قبول داریم. صرفالوجود بذاته مصداق برای صفات کمالیه است. حرف خوبی است.
«صرف کُون و صرف وجود هم ظاهر است بذاته و هم خودش ظهور است به ملاحظۀ اینکه ذاتی در اینجا نیست که ظهور بر او عارض شود پس این خودش ظهور است. وقتی که این ظهور است و قائم به ذاتش است پس معلوم میشود ظاهر است.» پس هم ظاهر است و هم ظهور است؛ هم خودش روشن است و هم خودش ظهور برای روشنی خودش است؛ یعنی ظهورات همان ظاهری هستند بذاته. چون او ظاهر بذاته است پس ظهورات هم جدای از او نیستند. پس ظهوری را که میبینید آن ظهور، نفس وجود است. خود وجود هم ظاهر است و کسی نیامده وجود را روشن کند.
کَما أنَّ البیاضَ لو کان قائماً بِذاتِهِ کان أبیَض و مَظهرٌ لِلغَیرِ الذی هو الماهیات فَهو نورٌ لِأنَّ النُّورَ هُو الظَّاهرُ بِذاتِهِ المُظهِرُ لِغیرِهِ و إذْ ـ تُوقِیتیٌ ـ أی لَمّا کانَ الوجودُ نوراً و إفاضةُ الشعاعِ ظاهرٌ لُزُومُها ـ فاعل ظاهر ـ لِلنُّور کَما تَریٰ فِی النُّورِ العرضی أنَّه فیاضٌ لِلشعاعِ إلاّ أنَّ شعاعَ النورِ المعنوی الأنوارُ القاهرةُ و إسفَهبُدِیَّة و هی حَیَّةٌ عالِمةٌ ناطقةٌ إلی أن یَبلُغَ فِی النُّزولِ إلی الأنوارِ العرضیةِ بِخلافِ العرضی وشُعاعِهِ.3
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 553 و 554.
- . منظومه، ج 3، ص 554.

