جلسه ۱۶۹
توضیحات:
66. غرر في أنها متحدة كل مع الأخرى
جلسه ۱۶۹
9معنای اسم قادر و حی
«همین وجوب، همین صرفالکون این کار را میکند پس او قدرت دارد. قدرت افاضه است به شعور و مشیت.» قادر به ذاتی گفته میشود که اعمال رویه کند. دو شرط دارد؛ یکی شعور داشته باشد و دیگر اینکه بخواهد این را قادر میگویند. اگر کاری بلاشعور انجام دهد به او قدرت نمیگویند مثل ماشین کوکی است. یااینکه شعور دارد ولی مشیت ندارد مثل کسی که شما دستش را میبندید و هلش میدهید، این شعور دارد ولی مشیت ندارد لذا به او قادر نمیگویند چون در حرکت خودش قدرت ندارد. این دو چیز را میخواهد. خدا هم شعور دارد هم اینکه مشیت دارد!
«حیّ به کسی گفته میشود که هم درّاک است و هم فعّال است»؛ به موجودی حی گفته میشود که درک کند و فعل داشته باشد. آن نوری که وجود صرف است حی است ـ ”حیث“ تعطیلی است ـ زیرا این دو یعنی درک و فعل در آن نور پیدا میشود یعنی در نور وجود؛ نور وجود هم درّاک است و میفهمد چه کند و چه ماهیتی را بهوجود بیاورد و در کجا اعمال علّیت کند و هم فعّال است، خودش انجام میدهد و رتقوفتق میکند و بیا و برو زنده میکند و میمیراند.
«الف برای تثنیه است یعنی این تعریف برای نور هم هست، یا در ”وُجِدا“ این الف میشود الف اطلاق،» بسیار خوب.
و إذ ظهورُ مرجعِ العلمِ لأنَّ العلمَ انکشافُ الأشیاء و ظهورُها بینَ یَدَیِ العالم و علی تعریفِ شیخِ الإشراقِ العلمُ کونُ الشیء نوراً لِنفسِهِ و نوراً لِغیرِهِ فَهو أی النورُ الحقیقی و الهُویَّةُ الصِّرفَة علمٌ و قِسْ علی صحةِ کونِهِ مصداقاً لِهذهِ الأوصافِ صحةَ مصداقیةِ سائرِ الأوصافِ لَه.1
«ظهور مرجع العلم است و وقتی که ظهور مرجع علم است» علم به چه میگویند؟! «اشیاء منکشف بشوند و ظهور پیدا کنند و عالِم اطلاع بر اشیاء پیدا کند.» پس ظهور مرجع علم است، تا ظهوری نباشد علمی نیست تااینکه این چراغ روشن نشود اشیاء برای شما منکشف نمیشوند. پس باید ظاهری باشد تا علمی تحقق پیدا کند، اگر ظاهری نباشد و تاریکی محض باشد شما میخواهید به چه اطلاع پیدا کنید؟!
- . منظومه، ج 3، ص 554.

