جلسه ۱۷۰
6تلمیذ: بیشترین اختلافی که بین متکلمین یا حتی بین حکما هست از همین عدم تحریر محل نزاع است، در همین بحث ماهیت هردو دسته مطالبی دارند که اشعار به قول حق است.
استاد: بله، بله.
تلمیذ: اصلاً نزاعی نبوده است. اگر در طول تاریخ نزاعی هم بوده است بهخاطر اینکه حرف همدیگر را نفهمیدند.
استاد: بله هردو در واقع میخواهند نفی صفات از ذات کنند. اشاعره که قائل به زیادی صفات بر ذات شدهاند همان اشکالی که بهنظر میرسد شاید بهنظر اینها هم رسیده است که در مقام عینیت اگر شما منشأ انتزاعی نداشته باشید نمیتوانید وصفی را انتزاع کنید هر کاری هم بخواهید بکنید بالأخره منشأ انتزاع میخواهید.
مرحوم حاجی هم در صفحۀ بعد ـ حالا به آنجا میرسیم ـ کلام خودش را نقض میکند.
بله، آنوقت از آنطرف میبینند که اگر این ذات عین این صفت باشد لازمهاش عینیت با قدرت است، آنوقت عینیت قدرت با علم چگونه جور درمیآید؟! قدرت یک مفهوم است علم مفهوم دیگر است خلق یک مفهوم دیگر است و اصلاً به علم کاری ندارد. بله، خلق مترتّب بر علم است یعنی تا عالمی نباشد خلقی نمیتواند انجام دهد، خلق مترتّب بر قدرت است یعنی تا قدرت نباشد خلقی نیست. اما اینکه شما بگویید: خلق عین قدرت است، نه آقا! خلق مسئلۀ دیگر است. خلق عین علم است. این یک مطلب دیگر است، علم عین قدرت است. نهخیر! اینها یک مطالب دیگر است.
لذا اینها باعث شدند که اینها قائل به ازدیاد صفت بر این ذات شوند یعنی ناراحتی و دردشان این بوده است که اگر شما بگویید: صفات عین ذات است بنابراین علم باید مصداقاً عین قدرت باشد، اینکه خلاف است و نمیتوانیم چنین حرفی را بزنیم. منشأ یک حرف دیگر است؛ لذا ما در مقام تنازل، این عالم این فلان این اوصافی که در مرحلۀ متنازلۀ از نفس هستند را زائد بر ذات میدانیم، نه زیادی بهعنوان ترکیب بلکه زیادی در مقام تنزّل یعنی ما در مقام ذات چیزی به نام عالم نداریم که علم عین قدرت باشد و اگر علمی بخواهد باشد منشأ انتزاع دارد یعنی منشأ انتزاع عالِم جهتی در ذات است که آن منشأ انتزاع است. منشأ انتزاع قادر جهتی در ذات است که آن منشأ انتزاع است و آن منشأ انتزاع با منشأ انتزاع علم دوتاست و این موجب ترکّب نمیشود. اصلاً وجود یعنی همین، خود وجود با بساطت خودش جمیع کمالات را دارد نهاینکه حالا....

