جلسه ۱۷۰
8پس این موج خاصیتی دارد و جنسی است که هم با اجسام لطیف سازگاری دارد و هم با اجسام ثقیل و غیرلطیف سر سازگاری دارد. مثل ما نیست که سازگاری نداشته باشیم! ما با جسم لطیف سازگاری داریم، اُخت میشویم، مأنوس میشویم! مثلاً هوا منظورم است؛ وقتی در هوا که راه میرویم این هوا کنار میرود و ما داخلش میرویم، بهواسطۀ این حرکتمان این هوا عوض میشود. یا فرض کنید شما داخل آب میروید، داخل رودخانه، داخل استخر میروید، این آب جنس لطیف است، آب کنار میرود برای شما جا باز میکند و میگوید که شما بفرمایید شما که جسم ثقیل و شریف و بزرگوار هستید باید اینجا تشریف بیاورید و من کنار میروم. بیرون میآیید و دوباره داخل آب میروید، آب کنار میرود و میگوید که شما تشریف بیاورید ولی دیوار دیگر برای شما کنار نمیرود، هرچه هم که محترم و معزّز باشید اگر بخواهید جلو بیایید سر شما به دیوار میخورد و میایستید.
پس ما با جسم ثقیل سر سازگاری نداریم، لطیف باشد عیبی ندارد مسئلهای نیست مخلصش هم هستیم! بنابراین بعضی از اجسام ـ همانطوریکه بعضیها با همه میسازند؛ هم در لطیف و هم در ثقیل و کثیف سازگار هستند ـ [با همه میسازند] این وجود مبارک هم همینطور است، این وجود مبارک در عین اینکه بسیط است درعینحال هم با مجردات میسازد و میگوید که مخلصتان هستیم، هم با نیمه مجردات میسازد مانند صور برزخی، میگوید که ما مخلص شما هم هستیم و شما هم در جیب ما هستی! بیخود اینطرف و آنطرف نرو! هم با آن موجودات ثقیل و مرکب از ماده و صورت در این عالم میسازد، با اینها هم میسازد.
سازگاری وجود با اشیاء مختلفةالحقایق
پس وقتی که وجود چنین خاصیتی دارد که با اشیاء مختلفةالحقایق که مرکب و مجرد هستند سازگاری دارد و این ترکیب باعث ترکیب در وجود نمیشود و وجود را به همان بساطت نگه میدارد، فَنَنقُلُ الکلامِ فِعلَ الذّات، میگوییم که در ذات حی قدیر و متعال ـ آن وجود ـ هم دارای علم است و هم دارای حیات است و هم دارای قدرت است و هم منشأیّت برای علم و امثالذلک است، بدون اینکه مصداق علم و مصداق قدرت یکی باشد. خود این وجود همۀ شئونی را که شئون کمالیۀ خودش هست اقتضا میکند، خود وجود اقتضا میکند نهاینکه زائد بر ذات و امثالذلک باشد. اینهم مطلب دیگری بود.

