اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

67. غرر في ذكر أقوال المتكلمين في هذا الباب

جلسه ۱۷۰

9
  • بعد مرحوم حاجی در اینجا مطلب دیگری را نقل می‌کنند و می‌گویند که بعضی‌ها هم در اینجا یک مطلب دیگر گفته‌اند که اصلاً این صفات همه زائد هستند که هیچ، بلکه اصلاً حادث هم هستند. حالا خدا پدر اشعری‌ها را بیامرزد که اینها می‌گفتند: قدیم‌اند! اینها می‌گویند که حادث‌اند! یعنی یک ‌وقت بود که خدا عالم نبوده است، قادر نبوده است، همین‌طور نبوده، نبوده است و خودش تک‌وتنها بوده است بعد فرض کنید که علم برای او پیدا شد، حالا از کجا پیدا شد؟! نمی‌دانیم! قدرت برای او پیدا شد از کجا پیدا شد نمی‌دانیم! علم و حیات و اراده و تمام اینها برای او پیدا می‌شود! یک وقتی ذات بوده است و تنها، چُرت می‌زده است و هیچ نداشته است بعد عالم شد، قادر شد، مرید شد، همان‌طوری‌که [وقتی] ما از شکم مادرمان به دنیا آمدیم نه علم داشتیم نه اراده داشتیم و ...

  • تو آنی کزان یک مگس رنجه‌ای***که امروز سالار و سرپنجه‌ای1
  • ما هیچ نداشتیم یکی‌یکی کم‌کم پیدا می‌شود، ذات هم همین‌طور است کم‌کم به مرحلۀ تکامل می‌رسد و از استعداد به فعلیت می‌آید از قوه به فعلیت می‌آید که این حرف هم خیلی عالی است!

  • غررٌ فی ذِکر أقوال المُتِکَلمینَ فی هذا الباب.

  • وَ الأشعریُ بِازدیاد فی صفاتِهِ الحقیقیة قائِلة ـ التأنیثُ بِاعتبارِ الطائِفة کَقولِ الشاعر وَ إن مالکٌ کانَت کِرامَ المَعادن ـ و إلزامُهُم بِالقُدَماء الثَمانیة مَشهورٌ وَ قالَ بِالنیابَةِ المُعتَزِلَة أی ذاتُهُ نائِبَةٌ مَنابَ الصِفات بِمَعنی أنَّ خاصیَةَ العِلم مَثَلاً إتقانُ الفِعل وَ هِیَ تَتَرَتَّبُ علی نَفسِ ذاتِهِ بِلا صِفَةِ عِلمٍ حقیقةً وَ قَد اِشتَهَرَ أَنَّهُ خُذِ الغایات وَ دَعِ المَبادی.2

  • «اشعری به زیادی این صفات حقیقیه بر ذات قائل است ـ تأنیث را به اعتبار طائفۀ اشعری بخوانید مانند قول شاعر: ”إن مالکٌ کانَت کِرامَ المَعادن“ که منظورش قبیلۀ مالک بوده است [شاهد در ”تاء“ كانت است كه به اعتبار طائفۀ مالك آورده شده است.]»

    1. بوستان سعدی، باب هشتم، بخش 2 ـ در شکر بر عافیت.
    2. منظومه، ج 3، ص 558 و 559.