اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۱

توضیحات:

68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۷۱

8
  • تلمیذ: آیا فی‌مابین جنبه‌های تجردی هم تفاوت هست یا نه؟! یعنی ممکن است یک جنبۀ تجردی ضعیف باشد...

  • استاد: شدت و ضعف موجب اختلاف ماهیت نمی‌شود. اگر ما اتحاد بین علم و قدرت را یک اتحاد ذاتی بدانیم، صد مرتبۀ معلول هم پایین بیایید باز این جنبه باید تحفظ باشد فرض کنید سیاه در یک مرتبه سیاه باشد اما در مرتبۀ صدم سیاه یک‌دفعه سفید بشود بدون اینکه هیچ‌گونه جنبه‌ای بر او عارض شده باشد.

  • برهانٌ آخرٌ:

  • و کلُّ ما جُرِّدَ عاقلٌ کَما***تجرَّدَ العاقلُ أیضاً حَتَما1
  • «هر چیزی که مجرد است باید عاقل باشد همان‌طوری‌که هر چیزی که عاقل است باید حتماً مجرد باشد.»

  • أیْ کلُ مجردٍ عاقلٌ کَما أنَّ کَلَّ عَاقلٍ مُجردٌ لا مِن بَابِ انعکاسِ المُوجبةِ الکلیةِ کَنفسِها بَل مِن بابِ مُبرهَنِیَّةِ کُل مِنَ القاعِدَتَین عَلی حِدَة.2

  • هر مجردی اقتضای عقل می‌کند همان‌طور که هر عاقلی مجرد است. عکس موجبۀ کلیه مثل خودش نیست بلکه عکس موجب کلیۀ موجبۀ جزئیه است. [بلكه از باب مبرهن بودن هر يك از دو قاعده‌ به‌طور علي‌ٰحدّه مى‌باشد].

  • اینکه علیٰ‌حده بلکه از باب این است که ما دلیل برای این مسئله داریم.

  • فَقُلنا فی بیانِ الأوّل إذْ عقلُهُ مبنیٌ لِلمَفعول ـ أی مَعقولیتُهُ إمَّا لَه الإمکانُ أو لا إمکانٌ لَه و هذا الظاهرُ البُطلان هذا مِن بابِ رَفعِ الصِّفةِ فاعلَها کَالحسنِ الوجه ـ و لا یَنبَغِی أنْ یُقرأ بِالإضافةِ إذْ لا یُوافِق الرَّوِیَ السّابِق فی الإعراب. و ظهورُ بُطلانِهِ لأنَّ کلَ موجودٍ یُمکِنُ أن یُعقَلَ بِوجهٍ ولو بِالوجُوهِ العامَّة مثل أنَّه موجودٌ و واجبٌ أو ممکنٌ أو غیرُ ذلک.3

  • «پس در بیان اوّل یعنی هر مجردی باید عاقل باشد، کلمۀ عقل در «عقله» مبنی بر مفعول است. می‌گوییم: زیرا معقولیت آن عاقل یا امکان دارد که این عاقل معقول واقع شود یا امکان ندارد» یعنی نمی‌شود عاقل معقول واقع شود؛ کسی نمی‌تواند عاقل را به ذهنش بیاورد. «این ظاهرالبطلان است [این از باب رفع دادن صفت به فاعلش است مثل حسن الوجه]». «اضافه نخواند چون موافق روی سابق در اعراب نیست» یعنی «البطلانِ» نخواند. «چرا باطل است؟! چون هر موجودی را می‌توانید تعقل کنید» چه برسد به اینکه عاقل هم باشد، «ولو به وجوه عامه [مثل اينكه آن را به‌عنوان موجود و واجب‌ يا ممكن يا با غير اين امور از امور عامۀ ديگر تعقل نمایيم].» مثل اینکه شما یک موجود را تصور می‌کنید اما فقط وجود و موجودیتش را تصور می‌کنید، بالأخره این در اینجا معقول است یا یک موجودی را تصور می‌کنید که «واجبٌ» در اینجا این معقول است اما از جنبۀ وجوب معقول است نه از جنبه‌های دیگر. یااینکه ممکن است یااینکه غیر از اینها.

    1. . منظومه، ج 3، ص 562.
    2. . منظومه، ج 3، ص 562 و 563.
    3. . منظومه، ج 3، ص 563.
/ 0