جلسه ۱۷۱
6حالا اینکه شما در مورد پروردگار متعال میگویید: معقولیت با عاقلیت متضایفین هستند آیا منظورتان این است که خود ذات پروردگار در اینجا بهجهت متضایفین عین معقولیت است؟! نه، ممکن است بگوییم: اینطور نیست؛ ذات هست و معقولیتی را هم ندارد، یا ذات هست و معقولیت را دارد اما از نقطهنظر اتّصاف به معقولیت عین معقولیت است اما از سایر جهات معقول نیست، از جهات وجودی دیگر معقول نیست، متحد نیست بلکه ذات هست و معقولیت از او تراوش میکند نهاینکه ذات متحد است بهجهت برهان، اگر بخواهیم دلیل بیاوریم باید دلیل دیگری بیاوریم. در متضایفین میگویند: باید بین مضاف و مضافٌ الیه فقط مقارنه باشد نه تقدّم و تأخّر، متضایفین بیش از این را نمیگوید؛ دلیل اضافه. میگوید: اگر وصفی ـ وصف ذاتالإضافه ـ را میخواهید به یک ذاتی منتسب کنید باید طرف مقابلش هم همزمان باشد؛ تا وقتی که بچۀ زید از شکم مادر خارج نشده باشد به زید پدر نمیگویند، وقتی که بچه به دنیا آمد پدر میگویند یعنی مقارنه باید در ظرف اتّصاف باشد اما از سایر جهات مقارنه لازم نیست خود آن وجود هست پس این برهان تضایف بهتنهایی کفایت اتحاد بین ذات و معقولیت ذات را از این نظر نمیکند. البته در اینجا یک بحثی هست که إنشاءالله برای جلسۀ بعد باشد.
غرر في أنه تعالى عالم بذاته.
و هو تعالیٰ عالمٌ بِالذّاتِ أی بِذاتِهِ إذْ منُه سبحانَه و تعالیٰ وجودُ عالِمَی الذّات أی العالِمِین بِذواتِهِم أخذ و مُعطِی الکَمالِ لیسَ فاقداً لَه.1
خداوند متعال عالم به ذات است زیرا از آن ذات، وجود عالِمین به ذات اخذ شده است. خود کسانی که عالم به ذاتشان هستند وجود اینها از خود ذات است پس علم به ذاتشان را هم از آن ذات آوردهاند و اینکه کسی که معطی کمال است نمیتواند فاقد کمال باشد.
تلمیذ: یعنی اینها معلوم بالعرض میشود؟! بالعرض عالم شدهاند؟!
استاد: بله دیگر.
- . منظومه، ج 3، ص 562.

