جلسه ۱۷۲
توضیحات:
68. غرر في أنه تعالى عالم بذاته
جلسه ۱۷۲
8اما میگویند که علم در اینجا بهعنوان موضوع است نه بهعنوان طریق؛ یعنی نفس العلم موضوع است به اضافۀ خود خبث میشود [حکم]. اشتباهی که در اینجا هست این است که علم در اینجا موضوع نیست. چرا موضوع نیست؟! بهجهت اینکه وقتی شارع میآید بیّنه را منبابمثال عِدل برای علم قرار میدهد درحالیکه ما علم نداریم این دلیل میشود که شارع در اینجا موضوع را علم نگرفته است.
حالا اگر کسی بگوید: ممکن است شارع دوتا موضوع را درنظر بگیرد؛ یکی بینه و یکی علم. ما میگوییم که اگر جهت مشترکی پیدا کردیم در اینجا هردو طریق و کاشف میشوند؛ شارع در اینجا ظهور الخبث را جزءُ الموضوع قرار داده است نه علم به او را. ظهورٌ الخبث یعنی خبث ظاهر شود آشکار شود روشن شود و از مرحلۀ خفا بیرون بیاید؛ این ظهور یا به علم انسان یا به بیّنه است.
پس دراینصورت بیّنه و علم طریق میشوند و دیگر موضوع نمیشوند. آن که موضوع است یکی خبث است و دیگری جزءالعلة که ظهور خبث است نه علم به او. درست شد؟!
لذا در مسئلۀ رؤیت هلال ـ اتفاقاً این دفعه که در مشهد بودیم این بحث را مطرح کردند ـ خدمت رفقا عرض کردم که من در زمان سابق با مرحوم آقا1 ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ راجع به این قضیه بحث داشتم زیاد هم بحث داشتم؛ به نظر من طریقیت در هلال راجح است تا موضوعیت بهجهت اینکه شارع در اینجا آمده عِدل رؤیت را که مُضیّ ثلاثین قرار داده است. ثلاثین چه ربطی به رؤیت دارد؟! ثلاثین ربطی به رؤیت ندارد که فرض کنید یا ماه را ببینید یا سی روز از ماه بگذرد. ربطی بههم ندارند. اگر ماه دیدن است دیگر سیروز گذشتن یعنی چه؟! یعنی وجوب صوم برای «مُضی ثَلاثین مِن شعبان» میآید؛ اگر سیروز از شعبان بگذرد چه ماه را ببینید چه ماه را نبینید در اینجا وجوب صوم را دارید. رؤیت یک فعل مکلف است اما ثلاثین دست مکلف نیست، مُضی ثلاثین هیچ ربطی به رؤیت ندارد. آنوقت چون اصلاً مربوط به رؤیت نیست در اینجا ما کشف میکنیم بر اینکه ثلاثین و رؤیت هیچکدام موضوع برای این حکم نیستند بلکه اینها هردو کاشفاند از یک امر مشترک که آن امر مشترک وجود الهلال فوق الاُفق است. این حکایت از دخول شهر جدید میکند.
- . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.

