جلسه ۱۷۳
10تلمیذ: ماده هم دوباره ظرف میخواهد، ظرفش جای دیگر باید باشد.
استاد: نه، ظرفش همان انطوای در مجرد است.
ربط حادث و قدیم از مشکلترین مسائل فلسفی
ربط ماده و مجرد این ربط این مسئلۀ مهم، همین ربط حادث و قدیم است که از مشکلترین مسائل فلسفی است که چطور این امر ماده با یک امر مجرد ارتباط دارد؟ این ماده که از جایی نیامده است بلکه معلول مجرد است. شما خودتان میگویید که بین مجرد و ماده اختلاف ماهوی است پس این ربط ماده با مجرد چه ربطی است که این دوتا را باهم ضمیمه کرده است؟! إنشاءالله برای بحث بین حادث و قدیم بماند.
راه نداشتن جهت عدمی در وجود
اشارهای که در اینجا فعلاً شد این است که ما مادۀ خلق نشده نداریم بلکه ماده خلق شده است همانطوریکه مجردات خلق شدهاند، پس وجود همیشه در خودش حائز و واجد جمیع فعلیّات است و هیچوقت از قوّه به فعل نمیرسد. وجود غنای به ذات دارد. آنچه که از قوّه به فعل میرسد دید ما نسبت به اشیاء است، نه نفس خود اشیاء.
تلمیذ: نفس یک امر اعتباری است باید همهاش قدیم باشد.
استاد: بله دیگر عرض شد وجود همیشه ... وقتی که میگوییم: غنای به ذات دارد و هیچ جهت عدمی در او راه ندارد یعنی شما هیچ جهت عدمی در وجود نمیتوانید پیدا کنید که وجود این را نداشته باشد و بعد پیدا کند، نهخیر بلکه هرچه را که ندارد، در همان موقع دارد.
تلمیذ: این حرکت جدید به این مبنا هم رفته است؟
استاد: بله، این حرکت جدید به این مبنایی که عرض شد رفته است. یک بنده خدایی بعد از رحلت حضرت آقا ـ رضوان تعالیٰ الله علیه ـ پیش من آمد و ما سابق بحثی با او داشتیم و من میگفتم: حرکت جوهری را به این مبنایی که اینها دارند میگویند قبول ندارم بلکه تطوّرات در وجود را قبول دارم نه حرکت جوهری؛ حرکت جوهری به این کیفیت اصلاً نیست که یک امر ثابتی باشد و آن امر ثابت ... هیچ امر ثابتی ما نداریم. امر ثابت همان نفس وجود است که به تطوّرات مختلف درمیآید و نفس وجود هم که جوهر نیست. اینکه شما حرکت جوهری فرمودید، جوهر یکی از شئونات وجود است و خود جوهر از مقولۀ وجود نیست چون وجود مقوله نیست تااینکه جوهر باشد. او بعد از رحلت حضرت آقا ـ رضوان تعالیٰ الله علیه ـ پیش من آمد و گفت که فلانی آنچه را که تو گفتی، آقا در یک برنامهای که به من دادند دیدم که بله اصلاً ما حرکت جوهری نداریم، ما هرچه داریم همین تطوّرات وجود است که مافوق حرکت جوهری است و خیلی بالا است.

