جلسه ۱۷۳
12استاد: بله، در همانجا آمده است. ما میگوییم که از خاک میآید و جلو میآید فرض کنید که در نبات میآید و ... تا در بدن فلانی میرود، تازه در بدن فلانی تبدیل به نطفه میشود و آنجا خودش را درست میکند و به اینجا میآید. تمام این گردونه همه کنترل از راه دور است؛ نه کنترل از راه دور بلکه نفس ارتباط است حالا ما کنترل میگوییم. کنترل یعنی شما اینجا نشستهاید و دارید آن را از اینجا کنترل میکنید. ولی یک وقت آن را گرفتهاید و اینطرف و آنطرف میبرید اینجا و آنجا میبرید، قضیه اینطور است منتها چون ما در مرحلۀ خاک هستیم [نمیبینیم اما] آن کسی که چشم دارد میبیند که این خاک که الآن در اینجا هست دارد گردش میکند و این الآن همان زمین مساعدی است برای اینکه باید این تکه از خاک یک زید بشود، بعد منبابمثال یک باغبانی میآید در اینجا درختی میکارد و این رشد میکند. آن کسی که میآید و این درخت را میکارد از آنجا سیخش میکنند اینطور نیست که خودش دارد این کار را میکند یعنی میآید این را میکارد و ... الآن روح دارد کار انجام میدهد؛ کار انجام میدهد تبدیل به سیب میشود، وقتی تبدیل به سیب شد میگوید که حالا من سیب شدهام. این سیب با سیبهای دیگر فرق میکند، بعد عمرو این سیب را میخورد تبدیل به نطفه میشود و در شکم صغریٰ میرود و فرض کنید تبدیل به زید میشود و نطفهاش فلان میشود. رشد میکند و میگوید که من دارم میآیم شما من را نمیبینید، من این داخل پنهان شدهام، داخل صندوقخانه رفتهام ـ یکی میگفت: مگر اینجا صندوقخانه است!! ـ و پنهان شدهام شما من را نمیبینید چه موقع من را میبینید؟! وقتی که بیرون بیایم، شروع به وَق وَق کردن کنم میبینید ولی تا وقتی که این داخل هستم نمیبینید. وقتی هم که سیب هستم باز من را نمیبینید، وقتی که درختم من را نمیبینید، وقتی که زمینم من را نمیبینید. عجایبی است که سر آدم سوت میکشد! وقتی ببیند که چه دارد میگذرد، جداً آدم دیوانه نشود خیلی عالی است! دیوانه نشود خیلی عالی است که واقعاً چه خبر است و چه اوضاعی است که اصلاً به مغز هیچ فیلسوفی از خلقت آدم تا ابد خطور نمیکند! این چیزها به مغز هیچکس خطور نمیکند. خلاصه این تطوّراتی که آن نفس دارد همه را انجام میدهد تمام اینها ثابت است نهاینکه یکییکی بهوجود بیاید بلکه همه ثابت است.

