جلسه ۱۷۳
14تلمیذ: یک داستانی نقل میکنند از ... میگوید که وقتی داشتم میآمدم هر مرحله و هر عالمی را که طی میکردم ملائکه برای من تأسف میخوردند میگفتند که این بیچاره مهجور شده و دارد به عالم ماده و طبع میرود و هر عالم که میآمدم آنها مدام تأسف میخوردند! بعد از طرف حق برای ایشان ندا آمد که غصه نخور، غم مخور، یک جایی میروی دوباره برمیگردی! جای دیگر سیر خودش را قبل از وجود مشاهده کرده بود.
استاد: قبل از وجود، بله.
تلمیذ: البته اینطورکه حقیقتش هست ما در کتاب خواندیم؟!
استاد: بله، یعنی عبوری که میکند انگار خودش را از آن مبدأ بعید میبیند دوباره حرکت میکند و به آن جای اوّل خودش برمیگردد.
خیلی عجیب است، جدّی هرچه انسان جلوتر برود بیشتر گیج میشود یعنی قاطی میکند که در واقع چه خبر است! افرادی هم که چیزی ندارند مثل همین آخوندها و مراجع راحت هستند، یک خدایی دارند و یک توسلی هم میگویند بر فرض داشته باشیم و مسئله دیگر حل است والاّ ...
أللهم صل علی محمد و آل محمد

