جلسه ۱۷۳
4تدریجیالحصول بودن مَشرب عرفا و اهل ذوق نسبت به وجود اشیاء
در اینجا باید عرض کنیم که مَشرب عرفا و اهل ذوق بر این است که تمام اشیائی که در خارج متدرّجاً پیدا میشوند و به عبارت دیگر تدریجیالحصول هستند، اینها از نقطهنظر دید ما تدریجیالحصول هستند اما وجود که تمام این شئونات را در ذات خودش واجد است و هیچ مرحلهای از مراحل در او فِقدان ندارد و عادمِ هیچکدام از مراتب و اطوار خودش نیست، احاطۀ علمی این وجود به ذات خودش، احاطۀ به تطوّرات و تشؤّنات خودش هم خواهد بود چون اینها دیگر جدای از او نیستند. پس ما در مقام علّیت بحث نمیکنیم اگر بخواهیم بحث را در علّیت ببریم، این اشکال به حاجی وارد است که انفکاک علّیت تامه از معلول جایز نیست ولی انفکاک معلول از علت ـ نه در مقام علّیت ـ در مقام ذات علت، چه اشکال دارد؟! چه اشکال دارد که بین معلول و علت ـ نه در مقام علّیت ـ در مقام ذات خودش منفک باشد؟! مثلاً پدری هست و فرزندی نیست؛ هنوز اصلاً ازدواج نکرده است. دستی هست و حرکتی نیست. ارادهای هست و فعل خارجی نیست ـ چون مسائلی هست تا آنجا برسد ـ پس اگر شما از راه علّیت وارد میشوید لقائلٍ أن یَقول به اینکه انفکاک معلول از علّیت تامه در مقام علّیت محال است، یعنی وقتی علت تام بشود، نمیشود. ولی نه در مقام ذاتِ علت؛ انفکاکش در مقاِم ذاتِ علت جایز است. چون هنوز حیثیت تعلیلیه نیامده است.
تلمیذ: در ما که ناقص هستیم ذات از علت جدا میشود؟ بله، ممکن است ذاتی باشد ولی علّیت هنوز تحقق پیدا نکرده و یکسری شرایط دارد؛ زمان حاکم است مکان حاکم است ... اما درباره خدا، ذاتی است که بذاته دیگر هیچ حیثیتِ دیگری در او نیست که مُلزم بشود تا این علّیت تمام بشود، علت تامه است.

