جلسه ۱۷۳
5استاد: بله، چه اشکالی دارد. نفسالإراده در اینجا خودش واسطۀ اصلی بین انفکاک ذات از معالیل است، یک وقت که اراده تعلق میگیرد، یک وقت هم اراده تعلق نمیگیرد ﴿يَسَۡٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾1 چیست؟! ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾2 هروقت بخواهد، این کار را انجام میدهد؛ الآن نمیخواهد؛ در این بُرهه نمیخواهد، در آنجا میخواهد. الآن نباید در اینجا زلزله بیاید بلکه آنجا باید بیاید؛ آنجا را میخواهد، اینجا را نمیخواهد. میخواهد زلزله در اینجا پیدا شود میگوید که همه را ازبین ببر این یکی را از بین نبر، این یکی را ازبین ببر بقیه را ازبین نبر. تمام این مسائل مختلفه و ارادههای مختلفهای که به حوادث عالم تعلق میگیرد براساس ارادۀ وجود و ارادۀ عدم است؛ این بشود آن نشود، این باد اینجا بیاید آنجا نیاید، زلزله اینجا بیاید آنجا نیاید، زید در این موقع به دنیا بیاید، عمرو در آن موقع به دنیا بیاید. اینکه مسئلهای ندارد. لذا از این باب نمیتوانیم وارد شویم.
آن چیزی که عرض کردم از این باب است که ما وقتی معالیل را تعیّنات وجود بدانیم و وجود هیچگاه خالی از تعیّنات خودش نخواهد بود یعنی فاقدی نیست تااینکه واجد بشود، بنابراین این تطوّرات همه در دید ما متدرّجاً است اما تمام این تطوّرات در نفسالوجود ـ در ذات وجود ـ هست و آن وجود، عالِم و واجد است به حیثیّات و تطوّراتی که بر خودش میآید حالا چه در دید ما باشد و چه در دید ما نباشد؛ دید و عدم دید ما باعث فقدان و معدومیت یک ظهور و یک تعیّن نخواهد بود. آن وجود در آن بساطت خودش همۀ تعیّنات را در هر برهه ـ چه زمانی و چه غیر زمانیات ـ بالفعل واجد است، منتها از نقطهنظر سیر عَرضی، ما فاقد آنها هستیم ولی او واجد است مثل شخصی که بالای پشت بام رفته است، او دارد مسافت را میبیند که زید دارد همینطور میآید مثلاً دوربینی گذاشته و از این دوربین دارد تماشا میکند که زید از چند فرسخی دارد کمکم میآید. ولی از دید ما چیزی جلوی ما نیست وقتی جلو میآید، یک سیاهی میبینیم، باز جلو میآید، میبینیم که یک رونده است، باز جلو میآید، میبینیم یک حیوان است، باز جلو میآید، میبینیم انسان است باز جلو جلو جلو میآید تا میبینیم زید است. اما آن کسی که یک دوربین قوی گذاشته است بین ده فرسخی که دارد زید را میبیند و یک متری، برایش هیچ فرقی نمیکند بلکه همان زید را میبیند که جلواش هست چون دوربین همه را جلو میآورد و وقتی هم که زید جلو بیاید باز همان زید است این از باب مثال و تقریب است. از دید او فرق نمیکند چون احاطه دارد و این گذشت را احساس نمیکند ولی ما چون احاطه نداریم گذشت را احساس میکنیم، صِغَر و کِبَر را احساس میکنیم، وجود و عدم را احساس میکنیم، کوچکی و بزرگی را احساس میکنیم که کوچک بود بزرگ شد، از جوانی به پیری رسید، از کودکی به جوانی آمد و بعد هم قدش خمیده شد. ما داریم این سیرها را احساس میکنیم. اما آن کسی که احاطه دارد تمام این اطوار پیش او حضور دارد.
- 1. سوره الرحمٰن (55) آیه 29. امامشناسی، ج 8، ص 223:
«و خداوند در هر روزى به شأن و كارى خاص پردازد» - 2. سوره یس (36) آیه 82. امامشناسی، ج 16، ص 18:
«اين است و جز اين نيست، امر خداوند آن است كه چون اراده كند چيزى موجود شود، به آن چيز مىگويد: بشو! و آن مىشود.»
- 1. سوره الرحمٰن (55) آیه 29. امامشناسی، ج 8، ص 223:

