جلسه ۱۷۳
7وجود نفس پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم قبل از خلقت آسمانها و زمین
نفس پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم قبل از خلقت آسمانها و زمین، ـ قبل از خلقت ـ در ملکوت وجود داشته است؛ در آن صُقع مقام مشیّت و تنزّل، وجود داشته است و همان نفس موجب بروز این عوالم مجردات و ماده و تمام اینها شده است حالا چطور آن نفس پیغمبر جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء میشود؟! اگر جسمانیة الحدوث است یعنی قبلاً نبود. اگر بود پس کجا بود؟! دیگر جسمانیة الحدوث نگویید. پس این یک نفس و روحی است در عین اینکه وجود داشته و در ثابتات ازلیه بوده است، در مرحلۀ تعلّقش به این عالم، یک ادواری را طی میکند. یعنی نهاینکه [در] مرحلۀ تعلقش به این عالم، وقتی که از آنجا میآید، آنجا را رها میکند اینطور نیست بلکه عجیب اینجا است که درعینحال که در آنجا هم هست، اینجا هم میآید و میگوید: ما هم با اینجا سر سازگاری داریم. مثل اینجا نیست که ترک کردن باشد؛ من از نظر جسمیت یک قوانینی دارم مثلاً یک جسم نمیتواند متحیّز به دو أین باشد، اگر من در اینجا هستم دیگر نمیتوانم در آنجا باشم. اگر بخواهم در آنجا باشم ـ بله ـ ممکن است جسم دیگری خلق کنم؛ آنهایی که خلق ابدان میکنند چهکار میکنند؟ دو بدن خلق میکنند، نهاینکه یک بدنشان در دو جا باشد، اینکه محال است؛ یعنی [وقتی که] یک بدن با این خصوصیات و با این شرایط متحیّز به این أین است، همین بدن با همین خصوصیات [نمیشود که] اینجا باشد.
شاعر گفته است:
ولی بالأخره گفته است: دو بدن! نگفته است: یک بدن! اگر یک بدن باشد که ... ـ گرچه بعضی وقتها یک بدن میشود ولی معمولاً دو بدن است. آنوقت اگر یکی شود یک تحیّز را میخواهد! (مزاح) ـ این ترک کردن میشود. وقتی که بدنی میخواهد جای دیگر برود تحیّز اوّلی را ترک میکند و متلّبس به تحیّز دوم میشود. روح وقتی که میخواهد به این بدن تعلق بگیرد آیا موقع خود را ترک میکند و در این دنیا میآید؟! روح که در ظرف ماده نمیگنجد، ظرف مجرد که ماده نیست همانطوریکه ظرف ماده مجرد نیست یعنی یک کاسه را درنظر بگیرید روح بیاید داخل آن کاسه و دربِ کاسه را ببندیم و بگوییم: روح زید را داخل این کاسه داریم، اینطور که نمیشود. اصلاً مجرد با ماده دوتاست و سنخیّتش، سنخیّت ماهوی است، ماهیتش تفاوت پیدا میکند. پس این زیدی که روحش از آن عالم در اینجا میآید، چه نحوه تعلقی است؟!

