جلسه ۱۷۴
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۴
3تلمیذ: این فرض موضوع که بگوییم: «شیءِ مجرد»، اثبات معقولیت نمیکند؟! یعنی نیاز به برهان هست؟! چون در ادراک، تجرد حتماً شرط است.
استاد: بله.
تلمیذ: پس این فرض تجرد اثبات این مقولۀ قابلیت میکند و نیاز به این برهان تضایف و امثالذلک نداریم.
استاد: ببینید این دو بحث است؛ دو بحث جدا است؛ چون مراتب تجرد خودش تفاوت پیدا میکند. یکی اینکه آیا علم عین آن ماهیتِ مجرد است؟ حالا در مورد خداوند متعال در آنجا قائل شویم به اینکه او مجرد محض است، آیا این تجرد ماهیت او را تشکیل میدهد یا تجرد یک مفهوم منتزع از ماهیت است؟ مجرد یعنی هویتی که آن هویت حد برنمیدارد، آن هویت دارای اطلاق است آن هویت دارای لا نهایت است، ما به این مجرد میگوییم، البته مجرد تام. ولی آیا خود نفس تجرد عین هویت او است یا هویت او یک هویت است و بهاصطلاح ما یک ماهیت دارد ـ حالا ما ماهیت میگوییم ـ و دارای خصوصیتی است که ما اسم آن خصوصیت را تجرد میگذاریم؟! همانطوریکه آن ماهیت دارای علم است، آن ماهیت دارای قدرت است، آن ماهیت دارای حیات است ولی آن ماهیت نفسالعلم که نیست، آن ماهیت نفسالقدرة که نیست بلکه آن قدرت دارای خصوصیتی است که ما اسم او را قادر میگذاریم، اسم او را عالم میگذاریم، اسم او را حی میگذاریم، مجرد میگذاریم. حالا که این دارای این خصوصیت شد باید ببینیم آیا خود تجرد این را اقتضا میکند؟! یعنی چون این ماهیت دارای این خصوصیت است پس باید عالم به ذات باشد، آیا این جهت است؟! بله، از لوازم تجرد همین علم به ذات است. این هست و خود ایشان هم میفرمایند که هر مجردی عاقل است و هر عاقلی باید مجرد باشد.
تلمیذ: همین را میخواهیم اثبات کنیم؛ معقولیت ذات را برای خودش اثبات کنیم؟
استاد: بله.
تلمیذ: ما همین قاعده را که قبول کردیم که «کُلُّ عَاقلٍ مُجردٌ و کُلُّ مُجردٍ عاقلٌ» دیگر اثبات مطلب میشود؟

