جلسه ۱۷۴
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۴
7بنابراین وقتی که صرفِ آن معقولیت، عاقلیت شد از اینجا ما استفاده میکنیم که این علم ذات به ذات لازمۀ ماهیت ذات است چون هیچچیزی غیر از این معقولیت در آنجا وجود ندارد، نهاینکه شما بگویید که این ذات هست یک زمانی مثلاً هزار سال یا صد میلیون سال خودش را تعقل نمیکند بعد یکدفعه اراده میکند خودش را تعقل کند لذا در اینجا ما میبینیم باز معقولیت با خود ذات که عاقلیت است تفاوت دارد، ذات هست و معقولیتی در کار نیست درحالیکه ما گفتیم که معقولیت عین خود ذات است یعنی علم حضوری ذات به خودش عین خود ذات است.
البته در اینجا یک نکتۀ خیلی دقیقی هست که قبلاً عرض کردم و آن نکته این است که ما نمیتوانیم این علم حضوری را عین وجود بدانیم بلکه از شوائب وجود است خیلی در اینجا دقت میخواهد، خیلی ظریف است.
تلمیذ: میفرمایید که حضور ذات برای خود ذات...؟
استاد: خود حضور ذات برای ذات یک امر زائد بر ذات است؛ یک مرتبۀ پایینتر از ذات است.
تلمیذ: آن مرتبۀ بالا فرض میکنیم...؟
استاد: آن مرتبۀ ذات دیگر خود ذات است دیگر حضور ذات برای ذات معنا ندارد.
تلمیذ: در همانجا خودش برای خودش حاضر نیست؟
استاد: نه دیگر آنجا خودش عین خودش است، حاضر بودن خودش برای خودش دوباره یک امر خیلی لطیف پایینتر است، آن که در آنجا هست فقط ذات است، نه حضور ذات برای ذات است. مثل این میماند که ـ حالا منبابمثال میگویم البته این از باب تقریب است ـ شما اینجا حاضرید و چراغ روشن نیست من شما را نمیبینم، یکوقت شما حاضرید ولی این حضورتان برای من ظاهر است آن وقتی است که چراغ روشن شود، در اوّل هم در اینجا بودید ولی حضورتان ظاهر نبود. این مطلب از باب این در حصولیات است.
در حضوری که علم حضوری هم دوباره یک رتبۀ خیلی پایینتر است، یک وقت ذات هست تنها، ولی این حضورش برای خودش دوباره یک عنایتی میخواهد، یک عنایت خیلی دقیقی در اینجا میخواهد که باز با رتبۀ خود ذات تفاوت دارد؛ لذا شما در کتب دیگر میبینید که این را یکی گرفتهاند؛ در کتب فلسفی و امثالذلک میبینید که حضور را عین خود ذات و عین وجود عینی ذات گرفتهاند اما اینکه...

