جلسه ۱۷۴
توضیحات:
69. غرر في علمه بغيره
جلسه ۱۷۴
9وَ لکِن عِندی أنَّهُ لا یُثبِتُ المَطلوبَ بِهذا إذا التَّکافؤُ فِی المَرتَبةِ الَذی هُوَ مِن أحکامِ التَّضایُفِ لا یَقتَضِی أزیَدَ مِن تَحَقُّقِ أحَدِ المُتضایِفَینِ مَعَ الآخَر وَ لَو بِنَحوِ المُقارِنَةِ لا مُقَدَماً وَ لا مُؤخَرَاً لا الاتِحاد کَیفَ و العِلَةُ مُضایِفَةٌ لِلمَعلول و المُحَرِکُ لِلمُتِحَرِک.1
«ولکن نزد من [مطلوب به این ثابت نمیشود]»؛ اینکه ما در این مقام هستیم که علم ذات بالذات را اثبات کنیم «با این برهان تضایف ثابت نمیشود، زیرا تکافؤ در مرتبه، خودش از احکام تضایف است». از احکام تضایف، بودن در یک مرتبه است همطرازی در مرتبه است؛ «اقتضا نمیکند که یکی از متضایفین با دیگری محقق باشند ولو اینکه مقارن هم باشند، نه مقدّم باشد و نه مؤخّر. اینطور نیست که برهان تضایف اقتضای اتحاد کند» که بین عاقل و معقول و بین عالم و معلول اتحاد است بلکه فقط میگوید که هر عاقلی یک معقولی را لازم گرفته است ولی ممکن است عاقل قبلاً باشد، معقول بعداً باشد. چرا متحد هستند؟!
تلمیذ: برهان تضایف فقط در عالم بالغیر اثبات میکند در عالم بالذات اثبات نمیکند؟
استاد: بله نمیکند.
«چگونه این مطلب است درحالیکه علت مضایف معلول است یعنی با معلول متضایفیناند یا معلول محرک با متحرک.»
وَ التَکافؤ لا یَستَدعی إلاّ ثُبوتَ المَعِیَةِ فِی المَرتِبَة بَین طَرِفی کُلٍّ مِنهُما لَا اتِّحادِهُما وُجوداً و حِیثِیَةً وَ إلا اجتَمَعَ المُتِقابلان فی موضوعٍ واحِدٍ مِن جِهَةٍ واحِدَةٍ فَما ذُکِرَ أنَّ المَفروضَ قَطعُ النَظَرِ عَن جَمیعِ الأغیارِ فِی المَعقولیةِ مَمنوعٌ إن سُلِکَ مَسلَکَ التَضایُف.2
«تکافؤ استدعا نمیکند مگر ثبوت معیت را در مرتبه، بین دو طرفِ هرکدام از این دوتا، نه اتحاد آن دوتا از نقطهنظر وجود و حیثیت»، مثلاً بین پدر و پسر اتحاد نیست ولی باید در یک مرتبه باشند والاّ دوتا متقابل در موضوع واحد و از جهت واحد جمع میشوند درحالیکه حیثیتهای اینها تفاوت میکند؛ آن پدر است و این پسر است.
چرا؟ چون خود متقابلین هم از مقولۀ تضایف هستند، «آنچه ذکر شده است که مفروض قطعنظر از جمیع اغیار در معقولیت ممنوع است اگر ما راه تضایف را برویم»، اینکه در معقولیت، فقط صرف معلوم مدّنظر است نه تقدّم عاقل، نه انتساب به عاقل، نه انتساب به امور دیگر و امور خارجی.
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 565.

