جلسه ۱۷۵
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بِالسَّببِ العلمُ بِما هوَ السَّبَب *** علمٌ بِما مسببٌ بِهِ وَجَب1 ...
قَد قیلَ لا علمَ لَه بِذاتِه *** و قیل لا یَعلَمُ معلولاتِه2 بحث در علم باری به معلول و نحوۀ علم خداوند متعال به معالیل خودش بود. البته بحث مُشبه این مسئله در فصل بعد و در غرر بعدی میآید که اقسام علوم و کیفیت اختلاف اقوال در علوم در آنجا بیان میشود. ولی مرحوم حاجی در اینجا از راه اینکه علم به سبب اقتضای علم به مسبب را دارد وارد شده و علم خداوند به معلولات و مخلوقات خود را به این طریق اثبات میکند.
مسبب و معلول، شأنی از شئونات سبب و علت
علم به سبب مقتضی علم به مسبب
از آنجایی که مسبب و معلول، شأنی از شئونات سبب و علت است و منفک و جدای از سبب نیست، بنابراین علم به سبب اقتضای علم به مسبب را لا محاله دارد، بلکه اگر جهت اقتضاء را هم کنار بگذاریم ـ [چون] خود اقتضاء هم یک امر زائدی است ـ علم به سبب نفس علم به مسبب است. حالا این علم به سبب که علم به مسبب را اقتضاء میکند در مرحلۀ سببیت است و در مرحلۀ ذات نیست؛ در مرحلۀ ذات، اقتضای مرحله و مرتبه باید لحاظ شود. منبابمثال همانطور که ما در اعراض خارجی یک مرتبۀ ذات و یک مرتبۀ عرض قائل هستیم همینطور در مرتبۀ علّیت و معلولیت هم باید مراتب لحاظ بشود.
عدم عینیّت رتبی در مرتبۀ ذات
و از همینجا آن نکتهای که عدم عینیت رتبی در مرتبۀ ذات است بهدست میآید. وقتی که زید ذات خودش را لحاظ میکند دیگر جنبۀ اضافی و اعراض در اینجا لحاظ نمیشود. یعنی وقتی که شما زید را تصور میکنید دیگر آیا این زید فرزند دارد یا ندارد ابوّت دارد یا ندارد و این چیزها، لحاظ نمیشود. چرا؟! چون مرتبه، مرتبۀ ذات است اما وقتی که به مرتبۀ سببیت ذات آمدیم که این ذات سبب برای فرزند است ولو به علت ناقصه، در اینجا شما میبینید که ابوّت بار شد. پس ممکن است که ما ذات را صرفنظر از جنبۀ سببیت لحاظ کنیم و ممکن است ذات را با توجه به جنبۀ سببیت و علّیت لحاظ کنیم؛ در مرحلۀ اوّل بنوّت و ابوّتی در کار نیست اما در مرحلۀ دوم ابوّت و بنوّت در کار است چون لحاظ، لحاظ سببیت است.
- . منظومه، ج 3، ص 569.
- . منظومه، ج 3، ص 571.

