جلسه ۱۷۶
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۶
8«إمَّا هُو أیْ عِلمُه المعدوم ثَابتاً بَدا...»؛ یااینکه علمش به معدومی تعلق گرفته که آن معدوم ثابت است؛ معدوم است ولی ثابت است یعنی قائل به ماهیات متقرّره شدند که هیچ نوع وجودی عارض بر آنها نشده است و ثابتات هستند. دارای شیئیت هستند. به آنها میشود گفت که وجود ندارند ولی «ثابت» هستند.
«فإمَّا عیناً لَه الثبوت...» آن معدوم یا عین است یا ذهن است؛ یا جنبۀ عینی دارند یا جنبۀ ذهنی دارد یعنی اعیان ثابته هستند چون منفک از کافّۀ وجودات هستند حتی وجود عینی ندارند وجود ذهنی هم ندارند وجود تبعی و ظلّی هم ندارد، اینها برای خودشان در این عالم میچرخند و مَعلق میزنند و علم خداوند به اینها تعلق گرفته است.
و أنتَ تَعلَمُ أنَّ أصلَ تَقرّرِ الماهیة مُنفکاً عَنِ الوجودِ بَاطلٌ أو ذِهناً لَه الثبوت مُنفکَّاً عَنِ وجودِ الماهیةِ نَفسِها لا عَنِ الوجودِ التَّبَعِی لِله تَعالیٰ.1
و تو میدانی که تقرّر ماهیت منفک از وجود باطل است. یااینکه اینها ذهناً هستند ولی عیناً نیستند برای آن معدوم منفک از وجود ماهیت، ثبوت است نه از وجود تبعی برای خدا.
یعنی اینها قائل به یک ارتباطی بین اینها و وجود باری هستند اما میگویند که هنوز افاضۀ وجود به اینها نشده است که اینها در خارج تحقق پیدا کنند یعنی اینها به یک صورت آمدهاند...
حقیقت ملکوتی حقیقت امور حادثۀ در زمان
من نمیفهمم اصلاً خودشان هم بهاصطلاح چه چیزی هستند اصلاً این که میگویند: چه چیزی است! اگر ما قائل نشویم به اینکه حقیقت این اشیاء بهعنوان ثابت در اَزل بوده است اصلاً این مطالب در اینجا چه معنا دارد؟! بله، وجود خارجی و وجود زمانیِ اینها دائر مدار زمان است اما وجود حقیقی اینها ثابت است و در ملکوت هست و آن علت برای این است و این حقیقت برای این است نهاینکه فقط یک شبحی باشد اصلاً حقیقت این امور حادثۀ در زمان، همان وجود حقیقی ملکوتی است. إنشاءالله بعداً اینها صحبتهای متفرقهای است که میآید که اصلاً حقیقت خود همین وجود زمانی هم در آنجا هست. خود همین وجود زمانی در آنجا هست عیناً مثل بچهای که در شکم مادر است و برای اینکه در این دنیا بیاید باید زمانی را طیّ کند اما برای شما که خارج از شکم مادر ایستادهاید و نگاه به آن شکم مادر میکنید، نگاه به خارج میکنید، دیگر گذشت زمان برای شما معنا ندارد. شما الآن دارید میبینید که آن بچهای که داخل شکم هست برای اینکه چشمش به این خارج باز شود باید یک زمان طیّ کند چند ماه باید طول بکشد تااینکه به دنیا بیاید اما برای شما که در خارج ایستادهاید زمان مطرح است؟! دیگر برای شما زمان مطرح نیست برای او زمان مطرح است. ارتباط بین وجود مُلکی و وجود ملکوتی هم از این قبیل است گرچه وجود مُلکی نیاز به زمان دارد ولی زمان فانی در وجود ملکوتی است پس در آنجا زمان نیست و همۀ اشیاء ازلاً و ابداً حضور دارند حتی خود وجود زمان هم در آنجا حضور دارد. درست است؟!
- . منظومه، ج 3، ص 573.

