جلسه ۱۷۷
توضیحات:
70. غرر في ذكر الأقوال في العلم و وجه الضبط لها
جلسه ۱۷۷
11تلمیذ: پس منافاتی بین فرمایش شما که فرمودید: «وجود جزئیات در عالم ربوبیات هست» و مُثُل افلاطونیه نیست؟
استاد: مُثل افلاطونیه جنبۀ سبق بر این جزئیات دارند قائل به سبق شدهاند یعنی مناط علم ربوبی به جزئیات است اما ما در این قضیه مناطی نمیخواهیم خود مُثل و جزئیات در ذات ربوبی وجود و تحقق دارند.
و دُونَ سَبقٍ یَعنی أو ذُو وُجودٍ عِلمُهُ و لکن لا یَکونُ سَابقاً فِی الکلِّ فَهاهُنا قَولانِ کَما أشَرنا بِقَولِنا إنْ یَکُن عِلمُهُ بِمَجعُولاتِهِ بِأن حَضَرَ فِی الکُلِّ أیْ کُلُّ ما سِواه نَفسُ کَونِها و وُجودِهَا العینیة ـ التأنیث بِاعتبارِ نَفس ـ فَالصُّورةُ العینیةُ عَینُ الصُورةِ العِلمیةِ.1
«ذو وجود است ولی سابق در کلِ جزئیات نیست»، مُثل سابق بود؛ اوّل مُثل بود بعد جزئیات ولی این اینطور نیست بلکه همهاش باهم است یککاسه است یعنی علم و معلومات خدا قبل و بعد ندارد. «در اینجا دو قول است؛ یکی اینکه اگر علم خدا به مجعولاتش علم حضوری باشد در کل؛ یعنی کل ماسوای پروردگار، نفس آن ماسوا وجود عینی ـ تأنیث به اعتبار نفس است ـ صورت عینیۀ اشیاء عین صورت علمی اشیاء است.»
حضور عینی تمام اشیاء در صُقع ربوبی
یعنی تمام اشیاء در صُقع ربوبی حضور عینی دارند علم پروردگار عینِ عینِ اشیاء خارجی است و تفاوتی بین علم و عین اشیاء خارجی وجود ندارد. این را علم حضوری میگویند. «بِأَن حَضَر» یعنی حضور داشته باشد. کل اشیاء بهنحو تفصیل عین علم ربوبی باشد.
میفرمایند که باید بعداً صحت و سُقم این را از یک نظر بیان کنیم؛ سقم را که ایشان بیان میکنند این است که مگر شما قائل نیستید بر اینکه اشیاء خارجی همه حادث هستند؟! اگر ما قائل به حدوث باشیم نه ازلیت، پس باید علم پروردگار بر اشیاء خارجی سبقت گرفته باشد ولی ما میگوییم که این قول جای تأمّل دارد بلکه قول شیخ اشراق صحیح است. درست شد؟! از نظر اینکه صورت علمیه عین صورت عینه است درست است یعنی اتحاد بین علم و معلوم در صقع ربوبی ـ این جهتش ـ را قبول داریم یعنی جدا نیستند یعنی علم پروردگار جنبۀ اضافی ندارد جنبۀ انتساب ندارد بلکه علم پروردگار عین آن عینیت خارجی است که عند الذّات حضور دارد، این مقدارش را میدانیم و میگوییم که درست است اما اینکه شما این عینیت را ازلی گرفتید و گفتید: ازلی است، ایشان میگویند: نه، علم پروردگار به ذات، بر علم پروردگار به اشیاء، اَزلاً سابق است. این اشکالی است که بر شیخ اشراق وارد شده است و اجمالش را عرض کردم و تفضیلش را حالا میآوریم.
- . منظومه، ج 3، ص 576.

