جلسه ۱۷۸
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غُررٌ فی ذِکرِ الأقوال فِی العلِم وَ وَجهِ الضَبط لَها.
أو غَیر بِالمعقولِ لا مَحسوس *** إن یَتَّحِد فَهُو لِفَرفوریوس وَ دونَهُ فَالذّاتُ الإجمالی مِن *** عِلمٍ فَإن بِکُلِ الأشیاء زُکن لِلمُتأخِّرین أو بِالبَعض *** تَفصیلَ البَعضِ لَهُ ذا المَرضی1 مطلب دیگر که مرحوم حاجی در اینجا در باب اقوال علم باری میشمارند این است که علم عبارت از عینیت با ذات است، نه مغایرت با ذات، همانطور که تابهحال صحبت در این بود یعنی ذات با آن علم متحد است بلکه عین او است و این را به فرفوریوس نسبت میدهند.
فرفوریوس یکی از حکمای یونان بوده است که مطلب اتحاد عاقل و معقول را ایشان مطرح کرده است و خیلی مرحوم صدرالمتألّهین روی این قضیه مبتهج است که چنین مسئلهای از طرف آنها مطرح شده است.2
انحصار حصول عرفان و معرفت با اتحاد
گرچه بوعلی در مقام رد آن، این قضیه را خیلی انکار میکند3 ولی این مسئله حق است بهجهت اینکه بهطورکلی عرفان و معرفت حاصل نمیشود مگر با اتحاد. سوای این قضیه جهل در موقعیتش ثابت است. این مطلب حتی در مورد معرفتهای ظاهری هم همینطور است، نفس انسان به هراندازه که اشراف بر ماورای خودش پیدا کند به همان اندازه علم حاصل میشود و به هراندازه که اشراف پیدا نکند به همان اندازه جهل حاصل میشود. وقتی که شما به این قالی نظر میکنید این نظر شما دارای مراتبی است و منبابمثال برداشتی که شما از این فرش میکنید دارای مراتبی است؛ یک مرتبهاش مرتبۀ عکس است، عکسی را میبینید که این ظاهر است، این مرتبۀ عَرَض است، در اینجا شما یک اتحادی با این عَرَض پیدا کردید که توانستید این عَرَض را در وجود خودتان بیابید بعد به یک مرحلۀ عمیقتر میرسید که مرحلۀ ماهیت این فرش است، دست میزنید حواس خودتان را به کار میاندازید حس لامسه را بهکار میاندازید و میبینید که موجودی است که این موجود زبر است و دارای خصوصیاتی است دوباره درعینحال مقداری بیشتر یک نحوه اتحادی با جنبۀ جوهری این قالی دراینصورت پیدا میکنید.
- . منظومه، ج 3، ص 571.
- . الحكمة المتعالیة، ج 6، ص 189.
- . همان.

