اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۰

3
  • علم به ذات عین علم به ماسویٰ

  • پس با این برهانی که ایشان در اینجا ذکر کرده‌اند علم به ذات، عین علم به ماسویٰ خواهد بود. بعد آن مسائل دیگر و مطالب دیگر جهتی ندارند. مرحوم محقق طوسی یک مطلب را در اینجا بیان می‌کنند و آن مطلب ایشان این است که چون علت باید واحد باشد معلول هم واحد است؛ در هرجایی که علت واحد است معلول هم باید واحد باشد، این را مرحوم صدرالمتألّهین به‌عنوان برهان بیان نمی‌کنند [می‌گویند که] بلکه جنبۀ تکثری که در معلول هست این جنبۀ تکثر موجب می‌شود که معلول عین علت نباشد و یک جنبۀ کثرتی در اینجا داشته باشد. بنابراین این دلیل، دلیل خوبی است ولی دلیل برهانی نمی‌شود باشد که ماسویٰ وحدت حضوری با ذات دارند.

  • بعد خود مرحوم حاجی در اینجا می‌فرمایند که منظور مرحوم طوسی این بود که اگر قرار شود علت واحد باشد و معلول متکثر باشد لازمه‌اش صدور کثرت از واحد است درحالی‌که «لا یَصدر عن الواحد إلاّ الواحد». روی این حساب چون ذات واحد است معلول ذات هم باید واحد باشد و تمام آن صور متعیّنه‌ای را که ما می‌بینیم، اینها به ظاهر کثرت دارند ولی در واقع همۀ اینها وحدت دارند «و لا یَصدر عن الواحد إلاّ الواحد»، فقط یک ظهور است که از این ذات تراوش پیدا کرده است و چون آن یکی با ذات متحد است بنابراین خداوند متعال در عین علم به ذات، به ماعدای خودش علم تفصیلی دارد.

  • ردّ نظریۀ کسانی که عوالم جسمانی را از عوالم روحانی و تجردی جدا می‌دانند

  • آن‌وقت این علم تفصیلی که به ماعدا دارد آیا بلاواسطه است یا به‌واسطه است؟! این علم تفصیلی منافاتی با وساطت ندارد یعنی تمام این اوصافی که ما برای مراتب نزول می‌شماریم؛ از عقل بسیط و عقل فعال و مراتب دیگر، تمام اینها به‌نحو انمحاء و فناء در علت خودشان در آن علت بالایی فانی هستند و آن عقل بسیط هم فانی در او است بنابراین خداوند متعال به علم حضوریِ شهودیِ تفصیلی به جمیع ماسویٰ علم دارد، به خلاف نظر آنهایی که عوالم جسمانی را از عوالم روحانی و تجردی جدا کرده‌اند و علم را متعلق به آن گرفته‌اند و عالم جسمانیات را به‌نحو اجمال، معلومِ خداوند می‌دانند نه به‌نحو تفصیلی و خیال کرده‌اند چون این عالم، عالم جسمانیات است از آن وجود فیض مقدّس اطلاقی بیرون است درحالی‌که این جسم یک مرتبه‌ای از مراتب نزول آن مجرد است و معنا ندارد که از آن وجود بیرون باشد.