جلسه ۱۸۰
6«افول و تغییر حال پیدا نمیکند و کم و زیاد نمیشود و ثانی ندارد»، هیچ! فقط یک وجود است و برای وجود هم ثانی تصور نمیشود «و مثل هم ندارد». «حالا نوریت پروردگار عبارت از قدرت پروردگار است چون ما گفتیم که علم و قدرت او یکی است»، آن قدرت پروردگار عبارت از همان اضافۀ اشراقیه است، عبارت از همان اراده است، عبارت از همان کلمۀ کُن وجودیه است که عین همان نوریت او است یعنی قدرت به همان وجود تعلق میگیرد و او را به صور درمیآورد.
وَ هٰذا کَما أنَّ عِلمَ النَفسِ بِالصُورِ العِلمیةِ المِثالیةِ الَّتی فی عَالَمِها عَینُ قُدرَتِهِ عَلَیها و عَینُ إضافَتِهِ الإشراقیة إلیها وَ لَو صَارَتْ قَویَّةَ الوُجودِ بَل أقویٰ مِنَ المُوجوداتِ العِینیَةِ بِقُوةِ النَّفسِ أو بِالنُّومِ أو الإغماء أو غَیرِهُما فَیکون نَفس وُجوداتِها مِن سَماءٍ و أرضٍ و حیوانٍ و إنسانٍ وَ غَیرِها علوماً و قُدرةً وُ وجوداً وَ إیجاداً.1
«همانطور که علم نفس به آن صور علمیۀ مثالیه که در عالم مثال هستند عین قدرتش بر آن است.» وقتی که ما بر آن صور مثالی خودمان اطلاع پیدا میکنیم حالا یا بهواسطۀ مکاشفه یا بهواسطۀ نوم یا بهواسطۀ دیگری که غیر از آن است، تمام اینها، یا اصلاً غیر از اینها؛ خودمان در درون خودمان بر آن صور [اطلاع پیدا کنیم] این عین قدرت ما بر آن صور است دیگر، قدرت یعنی احضار، یعنی خلق، پس چه شما اسم آن را علم بگذارید و چه اسم آن را قدرت بگذارید هردو یکی است. عین قدرت نفس بر آن صور است «و عین اضافۀ اشراقیۀ نفس به این صور است، اگرچه آن صور هم از نظر وجود، وجود قوی باشند بلکه اقویٰ از موجودات عینیه هستند که حالا اینها به قوۀ نفس وجود دارند یا بهواسطۀ نوم یا بهواسطۀ غیر اینها. پس نفس وجودات این صور از سماء، ارض، حیوان، انسان و غیر، اینها علوم برای نفس هستند و قدرت برای نفس هستند و وجود نفس هستند و ایجاد برای نفس هستند»، تمام اینها را نفس متحقق کرده است.
- . منظومه، ج 3، ص 590.

