جلسه ۱۸۱
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۱
10تلمیذ: ظِلال خب یک امر اعتباری است ظِلال حقیقی که ما نداریم در حقیقت این سایهای که میگویند...
استاد: آن سایۀ حقیقی درقبال آن نور شدید، خودش نور است، این فقط جنبۀ تشبیه دارد. نوریّتی هم که به ظلل در اینجا میگویند بهخاطر این است که ما هم حظّی از وجود داریم یعنی ما فقط صِرفاً یک پُف که نیستیم که یک صورت باشیم ...
تلمیذ: سایه همینطور است، حظّی از وجود دارد؟
استاد: حظّی از وجود داریم و حظّ از وجودِ ما جنبۀ ضعیفی از آن وجود حقیقی است، جنبۀ نازلهای از آن وجود شدید است. آیا با این حظّی که ما از وجود داریم جدای از آن وجود هستیم یا عین او هستیم به این شیء؟! وقتی عین او باشیم پس دیگر اعتبار نیست. کجایش اعتباری شد؟!
تلمیذ: بالأخره ما حرفمان این است که اگر ما اینها را از استقلال دربیاوریم و در ذات حق فانی بدانیم...
استاد: آیا هستند و فانیاند یا اصلاً هیچ نیستند؟! ما میگوییم: هستند و فانیاند، بر خلاف آنهایی که میگویند: هیچ نیستند، میگوییم: اگر هیچ نیستند بنابراین بین دوغ و آبنبات و قرهقوروت فرق نمیکند؛ بهجای آبنبات قرهقوروت بخور، زهرمار بخور پس چرا آنجا بدت میآید اینجا خوشت میآید؟! اینکه شما یک دو سال سه سال باهم اختلاف دارید میگویید: من آن را میخواهم این را نمیخواهم. آنوقت چطور شد دو چیزی که واقعاً در اعراض مخالف هم باشند و در ماهیت مخالف همدیگر باشند به اینجا که رسید ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾؟!1 حرفها چیست! اینها اعتباری نیستند بلکه تمام اینها حقیقت هستند ولی حقایق وجود هستند نه حقیقت مستقل، قضیه این است.
خود وجود خود را واقعاً و حقیقتاً به دو شکل متضاد، دو اثر متضاد و دو خاصیت متضاد درمیآورد و این دو خاصیت باز به خود وجود برمیگردند، خاصیت را از جای دیگر نمیآورد. این خاصیت خودش را به این صورت جلوه میدهد و خاصیت خودش را در آن شکل به او جلوه میدهد و میتواند جای این دوتا را هم عوض کند و بگوید: تا حالا خاصیتم در این بود حالا میخواهم در آن برگردانم یا تا حالا در آن بود حالا میخواهم در این برگردانم. تمام اینها برای وجود است و تمام اینها از آثار وجود است هم تُرشی و تلخی برای وجود است هم شیرینی، حالا این وجود میگوید که من الآن میخواهم خودم را بهصورت شیرینی دربیاورم لذا شکر میشود، میخواهم بهصورت تلخ دربیاورم زهرمار یا هندوانۀ حنظل میشود، میخواهم بهصورت تُرش دربیاورم قرهقوروت یا لیموترش میشود. [میتوانم خودم را] به هر شکلی که میخواهم دربیاورم مثلاً این دست من واحد است یک وقت این دست میگوید: میخواهم خودم را بهصورت پنجه دربیاورم یک وقت میگوید: میخواهم خودم را بهصورت مُشت دربیاورم، یک وقت هم بهصورت عادی دربیاورم. آیا هر کدام از این سه صورت خارجِ از این ماهیت دست است؟! خارج نیست، خودش هست که هر کاری میخواهد انجام میدهد منتها خاصیت این وجود در این است که این دست وقتی به یک شکل درمیآید نمیتواند به شکل دیگر دربیاید ولی وجود اینطور نیست بلکه تمام آنچه را که دارید میبینید از آثار خودِ وجود است.
- . سوره نور (24) آیه 39. معاد شناسى، ج 8، ص 184:
«اعمالشان همچون سراب است كه شخص تشنه آن را آب مىپندارد.»
- . سوره نور (24) آیه 39. معاد شناسى، ج 8، ص 184:

