اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۲

6
  • معدوم نشدن وجود

  • موجودیت بالفعل همۀ اشیاء

  • اگر وجود ما طوری بود که از زمان بیرون می‌آمدیم همین حوادثی که صد سال دیگر اتفاق می‌افتد را همین الآن مشاهده می‌کردیم، واقعاً نفس آن حادثه را با آن خصوصیت مشاهده می‌کردیم لذا می‌گویند: هرچه که وجود پیدا کند دیگر ازبین نمی‌رود، چرا ازبین نمی‌رود؟! به‌خاطر اینکه الآن این وعاء وجود برای خودش محفوظ است. عرض بنده این است که نه‌تنها هر چیزی که وجود پیدا کند دیگر ازبین نمی‌رود بلکه همۀ اشیاء بالفعل موجود هستند و ازبین نمی‌روند. وقتی که بالفعل شد دیگر آینده و گذشته در اینجا مطرح نیست بلکه همه ثابت می‌شوند ولی چون ما در زمان هستیم، آینده و گذشته را معدوم می‌بینیم چون الآن خودمان را در حال احساس می‌کنیم.

  • تلمیذ: نظر انیشتین را چه کنیم؟

  • استاد: نه آن مسئله‌‌اش فرق می‌کند، اشتباه انیشتین این بود که خیال می‌کرد زمان یک امر واقعی بود ولی واقعی نسبت به ما، نه نسبت به نفس‌الأمر و حقیقت، می‌گوید که الآن این زمان عبارت از این حرکت خاص زمین به ‌دور خودش و به ‌دور خورشید است که این را زمان می‌گویند. بنابراین ما که الآن در مقطع زندگی می‌کنیم و همه چیز را حال می‌بینیم چون دقیقاً ما خودمان را با این زمان وفق دادیم لذا همه چیز را حال می‌بینیم مثل اینکه شما یک مورچه را روی ریسمان نگه دارید و این مورچه شروع به حرکت کردن کند و همین‌طور راه برود اگر این ریسمان ثابت باشد این مورچه به این چیزهایی که در دور و برش هستند یکی‌یکی نگاه می‌کند، حالا اگر به همان مقدار که این مورچه راه می‌رود و حرکت می‌کند شما هم به همان مقدار ریسمان را دائماً عقب بکشید یعنی سرعت عقب کشیدن شما با سرعت جلو رفتن مورچه یکسان باشد آن‌وقت مورچه فقط یک نقطه را می‌بیند همین‌طور است یا نه؟! فقط یک نقطه را می‌بیند یعنی به‌اندازۀ سر سوزن این‌طرف و آن‌طرف را نمی‌بیند چون درست مورچه از آن‌طرف دارد به این‌طرف می‌آید، هرچه به این‌طرف می‌آید شما ریسمان را دائماً عقب می‌کشید یعنی به‌اندازۀ پاهایی که این مورچه برمی‌دارد این ریسمان به عقب برگشت داده می‌شود پس مورچه همیشه در یک نقطۀ ثابت است گرچه خودش خیال می‌کند حرکت می‌کند و راه می‌رود. الآن چون حرکت و فعالیت ما با فعالیت زمین و با حرکت زمین مساوی است لذا ما همه چیز را ثابت می‌بینیم. ایشان این‌طور تصور کرده‌اند. بعد حالا اگر ما آمدیم خودمان را از زمان جلو انداختیم؛ خودمان را از زمان جلو انداختیم یعنی من‌باب‌مثال با یک سرعتی حرکت کنیم که آن سرعت، سرعتی باشد که از این زمان سریع‌تر باشد، ما به حوادث گذشته یا اگر سرعت کمتر باشد به حوادث آینده اطلاع پیدا می‌کنیم ـ چه آینده چه گذشته ـ و تمام اینها اشتباه محض است چون زمان در ارتباط ما با اشیاء خارج است، خود خصوصیت آن زمان در اختیار ما نیست که بتوانیم زمان را تغییر بدهیم یا ندهیم، نهایت کاری که بتوانید انجام دهید این است که حرکتتان از حرکت زمین سریع‌تر می‌شود، بسیار خوب مگر سرعت آپولوها و این ماهواره‌ها سریع‌تر نیست؟! طلوع و غروب را زودتر می‌بینند، باشد!