جلسه ۱۸۳
توضیحات:
71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية
جلسه ۱۸۳
11این مطالبی که خدمت شما عرض میکنم و اینها یک وقت خدای ناکرده حمل بر جسارت به مرحوم حاجی نشود حاجی خیلی بالا بود، خیلی خیلی بالا بود منتها اینها یک مسائلی هست که بالأخره یک مقداری هم باید با چیزهای دیگر بهدست بیاید. ما این چیزهایی که میگوییم را از بزرگان گرفتهایم والاّ حاجی کجا و ما کجا تا بخواهیم به مرحوم حاجی جسارتی بکنیم.
میخواهم بگویم که مرحوم حاجی هرچه زور داشته در اینجا زده است؛ همینقدر که گفته است: علم تفصیلی دارد، دمش گرم، گلی به جمالش که نگفته است: علم اجمالی دارد. ولی عرض ما این است که علم تفصیلی با عدم جور درنمیآید؛ عرض ما این است.
و قولُنا بِالسَّلبِ البسیط مَعناهُ أنَّه لا بُدَّ أنْ یَکونَ التَّعبِیرُ عَن سَلبِ الکونِ فِی الأزلِ بِالسَّالِبةِ البسیطةِ المُنتَفیةِ بِانتفاءِ الموضوعِ إذا لُوحِظَ الأزل.1
اینکه گفتیم: به سلب بسیط نه به سلب مرکب چارهای نیست از اینکه تعبیر از سلب کون در اَزل به سالبۀ بسیطه باشد که منتفی به انتفاء موضوع است وقتی که شما ازل را ملاحظه میکنید.
بنابراین ما که میگوییم: این صور در ازل نبودند یعنی اصلاً ذاتشان در ازل نبوده است، نهاینکه ذاتشان بود و وجود خاصهشان نبود که دلالت میکند بر اینکه یک ماهیاتی در ازل وجود داشتهاند مثل اعیان ثابتهای که محییالدین میفرمایند که اینها در ازل بودند؛ آن اعیان ثابته که ماهیات خاصّۀ اشیاء هستند، گرچه وجودات خاصّه نبودند ولی آن اعیان ثابتهشان بودند. عرض ما این است که هم اعیان ثابته و هم وجودات خاصه همه چیز در ازل بود و هیچ چیز عدمی نبوده است که بعداً وجود پیدا کند درعینحال مراتب عِلّی و تقدّم رتبی همه سر جای خود محفوظ هستند.
و بِالجملةِ لَم یَکنِ المعلومُ فِی الأزلِ لکنَّ ما بِهِ انکِشافُها أی العلمُ بِها و هو النحوُ الأعلیٰ مِن کلِّ وُجودٍ عَلی طریقِ البساطةِ و الوحدةِ لا الترکیبِ و الکثرة.2
- . منظومه، ج 3، ص 594.
- . همان.

