اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۳

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • معنای روایت: «عالِمٌ إذ لا مَعلُوم...»

  • [بعضی] در ازل به علم تفصیلی معتقد هستند نه به علم اجمالی همان‌طوری‌که مشائین می‌گویند. یعنی خود آن صورت انتساب بین فاعل و عالم و معلوم که نسبت ذاتی با آن عالم دارد در ازل مفروض است ولی مطلبی که در اینجا هست این است که وجود خود آن معلوم وجود اَزلی نیست بلکه حادث است همان‌طوری‌که حضرت می‌فرمایند: «عالِمٌ إذ لا مَعلُوم»1 آنچه که برای خداوند متعال نقص است و جنبۀ حدوثی دارد، علم حدوثی و حصولی ذات باری به معلومات بعد از حدوث است که جنبۀ ازلی ندارد. این برای خدا نقص است اما آن وجود که به‌نحو أعلیٰ و اشرف جمیع وجودات محدوده و مضیّق را حکایت می‌کند در اَزل هم بوده است و لازم نیست این وجود خارجی زید الآن باشد چون این وجود خارجی زید یک وجود مضیّقی است بنابراین این وجود حادث است در مراتب حدوث که مراتب دهریه است تا چه رسد به زمانیه، این وجود مضیّق می‌شود. وقتی که مضیّق شد پس در اَزل نبوده است پس آنچه که در اَزل بود عبارت از ذات پروردگار و علم به این وجودات مضیّق به‌نحو أعلیٰ است چون اصل وجود مختص ذات خدا است و این اصل وجود به‌نحو بسیط، جامع همۀ کمالات وجودات مضیّق است بنابراین خداوند متعال علم تفصیلی به وجودات مضیّق در اَزل دارد و این علم ذاتی است و جدای از ذات نیست.

  • لذا حضرت می‌فرمایند: «عالِمٌ إذ لا مَعلُوم» یعنی جنبۀ اَزلیت خداوند منافاتی با علم تفصیلی ندارد و یک حساب برای علم و یک حساب برای معلوم هست؛ حساب علم این است که خداوند متعال به همۀ اشیاء علم تفصیلی دارد و حساب معلوم این است که بعداً پیدا می‌شود و آن علومی که بعداً پیدا می‌شود چون جنبۀ حدوثی دارد بنابراین در اَزل نبوده است بلکه اصل، ریشه و حقیقت او از نقطه‌نظر وجود، چون وجود بسیط است در اَزل بوده است، ازنقطه‌نظر ماهیت تمام اینها دارای یک اعیان ثابته‌ای هستند که آن اعیان ثابته عبارت از علم پروردگار نسبت به تک‌تک این وجودات خاصه است. ما به این وسیله ذات را دیگر منحاز و جدای از وجودات نمی‌دانیم بلکه این وجودات از لوازم ذات هستند. این مطلب مرحوم حاجی بود که یک مقداری از آن هم قبلاً عرض شد.

    1. . الکافی، ج ۱، كتابُ التَّوحيد، بابُ جَوامِعِ التَّوحيد، ص ۱۳۹، ح 5.