جلسه ۱۸۴
11وَ يَتَرَتَّبُ عَليها بِفَردانيَتِها مِنَ الكَمالِ ما يَتَرَتَّبُ عَلى الجَميعِ مِثالُهُ الإنسانُ الكامِلُ بِالفِعلِ حَيثُ إنَّهُ بِوَحدَتِهِ جَامِعٌ لِكُلِّ مَا فِي الوُجودِ مِنَ الصُّوَرِ وَ المَعانِي وَ الأشباحِ وَ الأرواحِ.1
«بر آن مرتبۀ أعلیٰ به فردانیتش از کمال مترتّب میشود تمام کمالاتی که مترتّب بر جمیع است»؛ همۀ آن کمالات را بهحساب او میریزند و واریز میکنند، تمام کمالات که در این عالم هست یک نسخهاش را بهحساب بانکی آن آقای فرد کامل میریزند! این میشود مرتبۀ أعلیٰ از وجود! «مثالش مثل انسان کامل است بالفعل، این بوحدته جامع همۀ آن چیزی است که در وجود هست؛ صور، معانی، اشباح و ارواح، همۀ اینها را دارد»؛ تمام صور را دارد، تمام فصول آنها را دارد، همۀ صور آنها را بهعنوان صورت و ماده که فصل حقیقی آنها است، همه را دارد. بنابراین وقتی که ـ حقیقت شیء بصورته لا بمادته ـ تمام صور اشیاء در او بود، علم حضوری به همۀ اشیاء عالم کون دارد؛ یعنی علم حضوری به جبرئیل به میکائیل به عزرائیل به اسرافیل به هر چه ملائکه که هست دارد و همینطور به اَجنّه، انسان، حجر، پرنده، چرنده، درنده و خزنده از ماهی دریا تا آنچه در ثریا هست و به تمام آنچه که در عالم هست علم حضوری دارد. چرا علم حضوری دارد؟! چون فصول اینها پیش او حاضر هست، صور اینها پیش او حاضر هست؛ صورت به معنای صورت ماده که مقابل ماده است.
لَيسَ مِنَ اللهِ بِمُستَنكِرٍ ـ أن يَجمَعَ العالَمَ في واحِدٍ فَهُوَ بِحِيثُ كانَ الكُلّ مِنَ الدُّرَّةِ إلى الذَّرةِ مَرائي ذاتِه كَما هُوَ مِرآةُ الحَق.2
[عالم در انسان کامل جمع شده است] از آن حیث که از دُرّه ـ به گنبد مینا گفته میشود ـ تا این ذَرّه ـ بعضیها درِّه میگویند ـ تمام اینها مرآتهای ذات این انسان کامل هستند و نشان دهندۀ ذات او هستند همانطوریکه این انسان مرآت حق است. این یک مقام که به این مقام کثرت در وحدت میگویند. دومی مقام وحدت در کثرت است.
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 597.

