جلسه ۱۸۴
12وَ مَقامُ الوَحدَةِ فِي الكَثرة يَعني أنَّ فِيضَهُ المُقَدَّس وَ رَحمَتَهُ الواسِعة فِي كُلِّ الماهيات أحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ رَحمَةً وَ عِلماً.1
مقام وحدت در کثرت یعنی فیض مقدّس پروردگار و رحمت واسعهاش در کل ماهیات به هر شیئِی ـ رحمت و علمش ـ احاطه دارد.
بنابراین در این کثرات ما آن جنبۀ رحمت الهی و وحدانیت الهی را مشاهده میکنیم. کثرت باعث نمیشود که این جدا شود، وحدت خودش را حفظ میکند.
وَ الأولُ هُوَ العِلمُ الذّاتي وَ الثاني هُوَ العِلمُ الفِعلي أي مقامُ الفعل. إذا عَرَفتَ هٰذا فَقُولُنا وُجودُها أي وجودُ كُلِّ شَيء بِما هُوَ العِلمُ سَبَق كَما أنَّ وجودَها بِما هُوَ انضاف إليها وَ بِما هو مَعلومٌ قَد لَحِقَ أطبِقَ بِالعِلمِ الفِعلي.2
«به اوّلی که کثرت در وحدت باشد علم ذاتی گفته میشود و دومی علم فعلی است یعنی مقام فعل است.» حالا نتیجهاش چیست؟! «نتیجه این است که وجود علمی اشیاء بر وجود فعلی اشیاء که عین خارجی آنها است سابق است»؛ آن بر این وجود فعلی سبقت دارد. اینجا است که این مسئله پیش میآید عرض بنده این است که اصلاً دیگر سبقتی معنا ندارد، اگر وجود علمی هست آن وجود علمی عین وجود عینی است «[همانطوریکه وجود آن اشیاء از نظر اینکه به ماهیات اضافه شده است] اینها معلوم حق هستند و این ملحق میشود و منطبق بر علم فعلی میشود» یا «اَطبِقْ» یعنی آن را به علم فعلی منطبق کن. گرچه میتوانیم بگوییم که وجود اشیاء از نظر اضافۀ اشراقیه عین همان علم سابق است اما در اینجا ما این را علم فعلی بگیریم یعنی وجود اشیاء وقتی میخواهد در مرحلۀ عالم اعیان به ماهیات تعلق بگیرد، این ملحق و لاحق است بر آن وجود علمی اشیاء که در ازل بوده است.
أي قَد سَمِعتَ مِنّا أنَّ إضافَتَه الإشراقية وَ فيضَهُ المُقَدَّس عِلمٌ لَه تَعالىٰ فَلا تَتَوَهَّم أنَّهُ لَيسَ مُقدَماً علَى المَعلومات لِأنَّ الصُورةَ العِلميةَ حينَئذٍ عَينُ الصُورَةِ العينيةَ كَما يُقدَح بِه طريقَةُ الشِيخُ الإشراقي ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ لِأنَّ وُجودَها، اه.3
- . منظومه، ج 3، ص 598.
- . منظومه، ج 3، ص 598.
- . همان.

