جلسه ۱۸۴
13«شما متوجه شدید که اضافۀ اشراقی پروردگار علم خداوند متعال است» یعنی علم حضوری. «یکوقت خیال نکن که آن علم بر معلومات فعلی مقدّم نیست، نه، آن مقدّم است چون آن صورت علمیه عین صورت عینیه است.» نگفته است که عین عینیت است بلکه گفته است که عین صورت عینیت است یعنی حقیقت آن عین وجود دارد گرچه آن عین خارجیه هنوز وجود ندارد.
تلمیذ: صورتش است؟!
استاد: بله صورتش هست ولی خودش هنوز نیست.
«همانطور که طریق شیخ اشراق به این قدح میشود که ایشان میگویند: صورت علمی عین صورت عینیه است. ما این را قبول داریم. ”اه“ یعنی إلیٰ آخِر کلام شیخ.»
خلاصه وجود صورت علمیه عین صورت عینیه خواهد بود بلکه ما از یک باب دیگر میگوییم و ایشان هم میگوید که شیخ قائل به علم تفصیلی نیست ولی ما قائل به علم تفصیلی هستیم، از این باب اشکال وارد میشود، نه از آن باب که صورت علمیه عین صورت عینیه نیست.
و كَذلِك لا تَغييرَ في وُجودِها بِما هُوَ عِلمٌ وَ بِما هُوَ حاضِرٌ لَدَى البارىءِ المُحيط إنَّمَا التَغييرُ فيهِ بِما هُوَ مَعلومٌ وَ غایب بَعضُها عَن بَعض. وَ بِهَذا وَ أمثالِه لا يَنبَغي أنَ يُقدَح طريقةُ الشِيخِ الإشراقي بَلِ القَدحُ فيهِ مِن حَيثُ انتِفاءِ العِلمِ التَفصيلي في مَرتَبةِ الذّات وَ الاكتِفاءِ بِالإجمالي فيها وَ التَّحقيقُ ما سَبَقَ و أيْنَ هذا مِن ذَاك.1
تغییر در وجودش از نظر علمیت نیست و از جهتی که پیش خداوند متعال حاضر است که محیط است. تغییر در این وجود از نظر اینکه این معلوم است و بعضی از بعضی غایب است از این نقطهنظر در این معلوم تغییر است. ما بهوسیلۀ این مسئله و امثال آن نمیتوانیم طریقۀ شیخ را قدح کنیم، بلکه قدح در آن از این حیث [است] که ایشان انتفاء علم تفصیلی را در مرتبۀ ذات میدانند و به همان علم اجمالی در علم مرتبۀ ذات اکتفا میکنند. تحقیق آن است که گذشت. این چه ربطی به آن دارد.
- . منظومه، ج 3، ص 598.

