اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۴

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • وَ يَنبَغي أنْ يُعلَمَ أنَّ نِسبَةَ الأزلِ إلى مَراتِبِ الدَّهرِ وَ الزَّمانِ نِسبَةُ الوُجُودِ الصِرف إلى مَراتبِ الوُجود وَ مِثالُ النِّسبَتينِ في هذا العالَم بِوَجهٍ نِسبَةُ الحَرِكَةِ التَوسطيةِ إلى مَراتِبِ القَطعيةِ وَ الآنِ السيالِ إلى قَطَعاتِ الزَّمان.1

  • به‌دنبالۀ بحث گذشته مرحوم حاجی در اینجا می‌خواهند مسئلۀ ازل و ابدیت را مطرح کنند که وقتی ما قائل شدیم بر اینکه علم اشیاء همه در ازل بوده است و آن عبارت از علم تفصیلی است که عین علم ذات به ذات، علم ذات به آثار هم هست، علم ذات به اشیاء محدوده و بسیطه هم است؛ وقتی که این‌طور است بنابراین این مسئلۀ حدوث در اینجا چه می‌شود و این قضیۀ حدوث زمانی در اینجا چه صورتی پیدا می‌کند و آیا انفکاکی بین ازل و زمان هست یا نیست؟!

  • و به عبارت دیگر ایشان در اینجا اشاره‌ای به ربط حادث به قدیم دارند. می‌فرمایند که مسئلۀ ازل مانند مسئلۀ دهر می‌ماند، همان‌طوری‌که در مراتب دهری وعاء برای این مراتب علّی و معلولی دهر است و دهر با همۀ آنها سازگاری دارد و در مراتب تجردی، دهر همیشه حاکم است و روح و حقیقت این مراتب است و مانند یک سرمایۀ اصلی می‌ماند نسبت به موارد مختلف خودش که اینها صورت‌های مختلفی پیدا می‌کنند؛ مثلاً اگر تاجری متاع مختلفی داشته باشد، همۀ این متاع‌ها در یک مسئله اشتراک دارند و آن انتساب آنها به این تاجر است گرچه بعضی از متاع‌ها به صورت نقد و بعضی‌ها به‌صورت جنس و بعضی‌ها به‌صورت جنس لا ینتقل مانند اراضی و امثال‌ذلک است ولی همۀ اینها از این نقطه‌نظر که مملوک برای مالک هستند مشترک هستند یعنی یک جنبۀ اعتباری در همۀ اینها حاکم است و آن مملوکیت برای تاجر است.

  • همین‌طور در وعاء دهر یک جنبۀ حقیقی در همۀ اینها حاکم است گرچه اینها باهم تفاوت داشته باشند. لاجرم مراتب عِلّی و معلولی باهم اختلاف ماهوی دارند ولی آنچه که راسم بین همۀ اینها است و وحدت را در اینها ترسیم می‌کند و موجب به‌هم‌پیوستگی و از هم نگُسستگی اینها می‌شود مسئلۀ دهر است. دهر یعنی جایگاه ارتباط بین علت و معلول، دهر یعنی ظرف تحقق وجودات متعیّنۀ مجرده که آن ظرف دیگر زمان‌بردار نیست، مکان بردار نیست بلکه یک امری است که جامع همۀ اینها خواهد بود ما اسم این را دهر می‌گذاریم. بنابراین دیگر اینکه ما بگوییم که بین این حوادث و آنها فاصله‌ای هست معنا ندارد چون وعاء این حوادث دهر است و در دهر تغییر و تغیّر زمانی ممکن نیست، آن دهر جای ثابتات است پس تمام این قضایا و حوادث در آنجا ثابت هستند، نه‌اینکه یکی پس از دیگری از نقطه‌نظر زمان و تقدّم و تأخّر تحقق پیدا می‌کند.

    1. . منظومه، ج 3، ص 596 و 597.