جلسه ۱۸۴
20استاد: نه، اصلاً این حرفها نیست. چون علم ذات به ذات مرتبۀ هوهویّت است، من در آنجا آن را مرتبه مرتبه کردم و گفتم که ما یک مرتبۀ ذات داریم و یک مرتبۀ آثار داریم و یک مرتبۀ لوازم و صفات و افعال داریم. تمام این آثار و افعال و لوازم از نقطهنظر مرتبه، مادون ذات هستند اما جدای از ذات هم هستند؟! نیستند! بنابراین قاعدۀ بسیطُة الحقیقة کلُّ الأشیاء مرتبۀ ذات را شامل میشود و در عین شمول مرتبۀ ذات، مرتبۀ صفات را شامل میشود و در عین شمول مرتبۀ صفات مرتبۀ افعال را شامل میشود، نهاینکه در عین اینکه الآن شامل مرتبۀ ذات است هنوز شامل صفات و افعال نیست و بعداً ـ فردا ـ باید شامل شود و برود به او برسد. عرض کردم که از نظر تقدّم و تأخّر مرتبۀ فعل، متأخّر از صفات است و صفات متأخّر از ذات است. درست شد؟! جنبۀ رتبی دارد.
تلمیذ: مطلب حاجی را که نقل میفرمودید، فرمودید که علم به ذات علم به آثارش است، علم به ذات در مقام هوهویّت غیر از ذات در مقام ... است؟
استاد: بله.
تلمیذ: دراینصورت این قاعدۀ بسیطة الحقیقة حتی مقام علّیت را هم میگیرد یعنی در مقام ذات هم علم به ذات علم به آثار...؟
استاد: درست است آن هم علم است. وقتی که ذات به خودش توجه میکند آثار ذات را هم در خودش میبیند ولی خودش را میبیند با آثار بهنحو اینکه این یک چیز میبیند؟! یااینکه آثار را زائیدۀ ذات خودش میبیند؟!
تلمیذ: قاعدۀ بسیطة الحقیقة یک چیز میبیند.
استاد: فرقی نمیکند، آن به این مطلب ما کاری ندارد، چه اینکه بگوییم ذات را با آثار میبیند یااینکه ذات را میبیند و آثار را ناشی از ذات میبیند، دو مطلب است. اگر کمی مطلب را اینطرف و آنطرف کنید یکدفعه میبینید که یک معنا بالا و پایین رفت، اینکه بگوییم: ذات را با آثار میبیند یعنی آثار همیشه با ذات قرین و در عرض هم هستند، هیچوقت اینطور نیست ولی اگر بگوییم که ذات را میبیند در عین اینکه ذات را میبیند آثار را جدای از ذات هم نمیبیند، آنوقت این چه میشود؟! این رتبه را میرساند که رتبۀ ذات مقدّم بر رتبۀ این آثار است در عین حال بسیطة الحقیقة کل الأشیاء هم سر جایش است.

