جلسه ۱۸۴
22و أحياهُ وَ بَرهَنَ عَليهِ صدرُ الحكماء المتألّهين ـ قُدِّسَ سَرُّه ـ و قالَ السّيدُ الداماد ـ قُدِّسَ سَرُّه ـ في التَقديسات وَ هُوَ كُلُ الوُجود وَ كُلُّهُ الوُجود وَ كُلُّ البَهاء وَ الكَمال وَ كُلُّهُ البَهاء وَ الكَمال وَ ما سِواهُ عَلَى الإطلاق لَمَعاتُ نُورِه وَ رَشحاتُ وُجودِه وَ ظِلالُ ذاتِه.1
صدر الحکماء المتألّهین ـ قدس سرّه ـ آن را زنده کرده است و بر قاعدۀ بسیطة الحقیقة برهان آورده است و مرحوم سید داماد در تقدیسات اینطور فرمودند که خداوند متعال همۀ وجود است و همۀ او وجود است و کلّ بهاء است یعنی همۀ کمالها و بهاء او است و ماسوایش بنا بر اطلاق بدون هیچ حدّ و مرزی لمعات و تراوشات نور او و رشحات وجود او هستند و آثار ذات او هستند.
و إذ كُلُّ هُويَةٍ مِن نُورِ هُويَّتِهِ فَهُوَ الهُو الحَقُ المُطلَق وَ لا هُو علَى الإطلاقِ إلا هُو انتَهى.2
معنای لا هُوَ اِلاّ هُو
از آنجایی که هر هویتی، هر تعیّنی در خارج، هر تشخصّی از نور تشخّص او است پس این هویت همان هویت او است که حق مطلق است و هیچ «هویی» علی اطلاق نیست مگر او.
یعنی بهطور مطلق در عالم هیچ تعیّنی که ما اشاره به آن کنیم وجود ندارد مگر اینکه همان اشارۀ ما به او، اشاره به او است، نهاینکه جدای از او است، معنای لا هُوَ اِلاّ هُو یعنی همین؛ یعنی هرچه که در حضور یا حتی در غیب قابل برای اشاره شود صرف اشارۀ ما به او، اشارۀ به ذات او است یعنی نفی استقلال و اثبات فناء محض برای کلّ ماهیات و اثبات یک وجود واحد که آن وجود بر همۀ ماهیات سیران پیدا کرده است.
إلى أنَّ قُولَهم البَسيطُ كلُ الوُجودات وَ لَيسَ بِشيءٍ مِنها.3
اینکه ما میگوییم، اشاره به قول اینها است که بسیط همۀ وجودات است و به شیئی از آنها هم نیست.
- . منظومه، ج 3، ص 600 و 601.
- . منظومه، ج 3، ص 601.
- . همان.

