اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

71. غرر في أن علمه بالأشياء بالعقل البسيط و الإضافة الإشراقية

جلسه ۱۸۴

25
  • پس همان‌طورکه وجود رابط یا معنای حرفی هیچ‌گونه نفسیّت ندارد و فقط آلت و وسیلۀ لحاظ غیر به حسب ذهن است، همین‌طور وجه آینۀ ظهور حق است از آن جهت که آینه است به حسب عین و خارج، پس هیچ‌گونه نفسیّت ندارد تااینکه بر آن حکم شود که او، او است یا او نیست. پس وقتی که ذات موضوع حکمی قرار می‌گیرد وجه داخل در صقع ذات است.

  • پس وقتی خدای واجب تعالی تام و فوق تمام باشد پس وقتی گفتیم که خدا علم به اشیاء دارد ما از موضوع این قضیه وجودِ صرف را اراده کرده‌ایم یعنی همان وجود مجرد از مجالی و مظاهر که به بساطتش کلّ وجودات برایش به‌نحو أعلیٰ حاضر می‌شوند و فیض مقدس (تجلّی اسماء و صفات حق تعالی بر اعیان ثابته) و فیض أقدس (تجلّی ذات بر ذات) از صقع ذات اوست و ربط محض به اوست پس مفاد قضیه این می‌شود که ذات برای ذات حاضر است یعنی جدای از خودش نیست به‌طوری‌که علم خداوند به غیر در همین حضور منطوی است، و اگر فیض از صقع و ناحیۀ ذات نباشد لازمه‌اش تصور موجودی است اکمل از واجب و خدا بلند مرتبه‌‌تر از این مطلب است.

  • چون وجود مأخوذ به حیثی است که فیض از ناحیۀ اوست اکمل از وجود مأخوذ محدود است پس سزاوار است آن وجود اکمل همان واجب باشد.

  • از اینجا دانسته می‌شود که هیچ وجودی خارج از حیطۀ وجود واجب نیست.

  •  

  • أللهم صل علی محمد و آل محمد