جلسه ۱۸۴
3بناءًعلیٰهذا مسئلۀ ازل هم در همین مسئلۀ دهر است یعنی همانطوریکه دهر روح این عوالم ربوبی است تا عالم زمانیات و زمان، همینطور ازل هم روح دهر است و عبارت از قِدَم لا اوّل لَه است؛ قِدَمی که ابتدا و اوّلیت ندارد. این ازل میشود. [همانطور که] شما در حرکت قطعیه حرکت توسطیه را مشاهده میکنید که در ضمن حرکت قطعیه حرکت توسطیه هم به دو چیز وجود دارد یا فرض کنید در زمان شما «آن» را میبینید که زمان از «آنیات» تشکیل شده است، شما «آنیات» را کنار هم بگذارید زمان را تشکیل میدهد؛ ماضی و مستقبل و آینده را تشکیل میدهد، همینطور این دهر یک حقیقتی است که در همۀ این عوالم جاری است و وجود دارد بنابراین اینکه زمان از نقطهنظر وجود فعلی و علم فعلی متأخّر است موجب نمیشود که در این وعاء دهر نباشد.
این مطلب که مرحوم حاجی میفرمایند ما را به آن مسئلهای که در جلسۀ گذشته مطرح کردیم خیلی نزدیک میکند؛ کأنّه از مرحوم حاجی اینطور برمیآید که در عباراتشان گاهی اوقات به این قضیه میرسیدند و گاهی اوقات دائماً عقب میزدند یعنی در این دو سه صفحه مدام در مطالب ایشان پسوپیش میبینیم، خصوصاً در مانحنفیه اگر یک توجیه هم برای آن کنیم، میبینیم که مرحوم حاجی همین عرض ما را میفرمایند.
ایشان میفرمایند که ما دو علم در اینجا داریم؛ یک علم ذات داریم و یک علم فعلی داریم. در زمانیات علم فعلی عبارت از همین معلوم خارجی است که این در خارج تحقق پیدا کرده است این را علم فعلی میگویند، ایشان میگویند که این علم فعلی لاحق است ولکن آن علمی که جنبۀ فعلی ندارد به عبارت دیگر آن اضافیۀ اشراقیۀ پروردگار از علم تفصیلی پروردگار و اشیاء بهنحو أعلیٰ و اَتَم لاحق است که در جلسۀ قبل عرض شد. چون آن وجود به وحدت خودش جامعِ همۀ کمالات است پس علم باری به وجود طبعاً علم باری به وجودات متعیّنه هم خواهد بود ولی صحبت در این است که هنگامی که علم باری به آن وجودات متعیّنه بهنحو تفصیل تعلق میگیرد آیا در آن موقع اضافۀ اشراقیه شده یا نشده است؟! اگر اضافۀ اشراقیه شده است پس دیگر لحوق چه معنا دارد؟! اگر اضافۀ اشراقیه نشده است پس علم فعلی هنوز متحقق نیست. این یک نوع تضادّی است که در عبارت ایشان مشاهده میکنیم.

