جلسه ۱۸۴
4اما اگر توجیه کردیم و گفتیم که منظور ایشان بر این است که لاِحق میشود یعنی از دید ما لاِحق میشود، نه از دید وعاء دهر یعنی ما حقایق و حوادث را نمیبینیم، ما امروز یک قضیه را میبینیم و یک قضیه را فردا میبینیم؛ تا فردا نرسیده است ما اطلاعی نداریم، تا پسفردایی نیامده است ما اطلاعی نداریم. از دید ما جنبۀ فعلیت قضایا و حوادث منوط به زمان است، اگر اینطور باشد بنابراین ما میتوانیم بگوییم که در وعاء دهر لحوق و سبقی دیگر معنا ندارد، سبق زمانی به این کیفیت دیگر معنا ندارد.
حضور تمام اشیاء بهنحو واحد در علم ربوبی
تمام اشیاء بهنحو واحد در علم ربوبی حاضر و شاهد هستند و خداوند متعال هیچگونه جهل و نقصانی نسبت به علم فعلی و نسبت به علم تفصیلی اشیاء ندارد بنابراین علم خداوند متعال به اشیاء عینِ عین آن اشیاء و عین عین معلومات خارجی خواهد بود یعنی همان علم تفصیلی به اشیاء عین آنها خواهد بود، نهاینکه آن علم سابق بر عین است، اگر کلام حاجی را اینطور معنا و توجیه کنیم دیگر با آن مطلب تفاوتی ندارد و مطلب همان خواهد بود.
بنابراین ایشان مثال میزنند و میگویند که اشکالی ندارد که تمام وجودات بهنحو أعلیٰ در آن وجود واحده وجود داشته باشند؛ درعینحال که ذات بسیط است واجد همۀ مراتب است. چه اشکال دارد؟!
حیازت و تحقق جمیع مراتب و شوائب وجود در انسان کامل
شما در این انسان کامل چه میبینید؟ انسان کامل انسانی است که جمیع مراتب و شوائب وجود را در خودش حیازت کرده است و در خودش متحقق کرده است و واصل شده است. این یک مرتبهای را حیازت میکند و بعد مرتبۀ جدیدی را اضافه میکند؛ مدام مراتب مجرده را اضافه میکند یعنی خودش را با همۀ مراتب کمالیۀ وجود همسنخ و همگون میکند؛ با مرتبۀ جمادات، با مرتبۀ نباتات، با مرتبۀ حیوانات، با مرتبۀ اَجِنّه با مرتبۀ ملائکه بعد از ملائکه بالاتر تا مرتبۀ فلان، تمام اینها را حیازت میکند اینکه حیازت میکند یعنی خودش را به آنها متحقق میکند.

