جلسه ۱۸۴
9تلمیذ: میتوانیم بگوییم که زمانی بوده است بدون تعیّنات و مراتب اسماء و صفات؟!
استاد: نه اصلاً این غلط [است]، زمانی بوده است یعنی چه؟
تلمیذ: همین را میخواهیم بگویم...
استاد: اگر هم بگوییم، این لحن عوامانه است؛ مردم اینطور میگویند که یکوقت یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود. خلاصه یکوقت بود که هیچکس در این عالم نبود و فقط خدا بود و روی تختش نشسته بود و قلیان میکشید و ... ! اینکه زمانی بود و خدا نبود، این «زمان» اصلاً غلط است چون زمان اصلاً...
تلمیذ: آیا میتوانیم بگوییم که مظاهر نبودند تعیّنات نبودند و وجودِ صرف بود بدون این مظاهر بعد این مظاهر آمد؟!
استاد: نه، نمیتوانیم این را بگوییم، نه از باب انفکاک علت از معلول؛ از باب انفکاک علت از معلول گفتیم که این دلیل در آنجا نمیآید بلکه از آن نظر میآید که علم تفصیلی به اشیاء لازمهاش عینِ عین اعیان تفصیلی آنها در خارج است، انفکاک بین آنها از باب علم به معدوم محال است، چون علم به معدوم محال است از این نقطهنظر باید اعیان باشند و چون خداوند متعال علم به اعیان دارد و نمیشود بگوییم که علم به اعیان یکوقت بود اما خود اعیان نبودند، از این باب میتوانیم بگوییم که در هر برههای که ذات پروردگار وجود داشت مظاهر هم وجود داشتند و هیچ انفکاکی اصلاً نبوده است.
تلمیذ: این علاقهای که الآن خودمان داریم میتوانیم با ذات حق قیاس کنیم مثلاً ما شوقی نسبت به چیزی پیدا میکنیم...
استاد: نه این نیست بلکه همۀ اینها بهدست آوردن مصالح و مفاسد است، جمع و تفریق است؛ انجام بدهم یا ندهم، آیا این کار به صلاح است یا صلاح نیست، هزارتا اینطرف و آنطرف میکنیم بعد فعل را اختیار میکنیم یا ترک را اختیار میکنیم، اما خدا که نمینشیند عقلش را جلویش بگذارد که آیا مصلحت است این زید را درست کنیم یا درست نکنیم. بخواهد چرتکه بیندازد که آیا بهتر است و ... این حرفها را ندارد! از شما بعید است که این حرف را بزنید! از چنین حکیمی بعید است!! (مزاح)

