جلسه ۱۸۵
توضیحات:
72. غرر في رد حجة المشائين على كون علمه تعالى بالارتسام
جلسه ۱۸۵
6تلمیذ: ... مشائین بهوسیلۀ این قول، مادیت خدا را هم اثبات میکنند که انگار در خدا باید حتماً قائل به جسمیت باشیم.
استاد: لازم نیست اینطور باشد بهجهت اینکه خود ذهن یک جنبۀ تجردی دارد.
تلمیذ: خود ذهن آلاتش چیست؟
استاد: آلات باشد، ما نیازی نداریم مگر حتماً زید بهواسطۀ آلات باید این صور را بپذیرد؟! آلات، آلاتِ برای صورت هستند اگر ذهن از خود این آلات بگذرد و نیازی به این آلات نداشته باشد دوباره صورت در او بدون آلات نقش میبندد.
تلمیذ: بالأخره اگر ما بخواهیم ذهن را تا مرحلۀ خیال هم تصویر کنیم دوباره در آنجا از لوازم مادی منفک نیست این ذهن که صورت را تصویر کند برای عالم مثال است، نه برای عالم بالا، عالم بالا که میرود با مُثُل افلاطونیه یکی میشود.
عدم منافات وجود مادی با وجود مجرد
استاد: اگر بالا برویم دوباره آنهم صورت دارد؛ آن غنم هم صورت دارد یعنی خود مُثُل افلاطونیه هم دارای صورت هستند حالا در خود مُثُل افلاطونیه هم ما صحبت میکنیم. ما مُثُل افلاطونیه را از این نظر قبول نداریم که در یک وجود مجردۀ خالی از صورت، باید منشأ برای مجردات در خیال و وهم باشد تا به ماده برسد، این در آنجاست اما در اینکه این صور بالأخره در صقع ربوبی هستند این را ما یک تشبیهی به ذهن میکنیم، در اینجا خود ذهن مجرد است و به وجود مجردی خودش قابلیت برای شکلگیری به صور را دارد، مگر همین الآن که ما بحث میکنیم وجود کل عالم؛ ـ حالا ما اصلاً به مادی میگوییم که پایینتر از صورت است ـ این وجود مادی، عندالله و عند الذّات حاضر نیست؟! آیا این منافاتی با جنبۀ تجردی ذات دارد؟! چون این ماده است بنابراین اینکه الآن حضور دارد در آنجا منافات دارد؟! نه، این بحثش را من چند مرتبه بیان کردم دوباره هم همینطور بیان میکنم بر اینکه وجود مادی هیچ منافاتی با وجود مجرد ندارد.

