جلسه ۱۸۶
توضیحات:
73. غرر في مراتب علمه تعالى
جلسه ۱۸۶
6منبابمثال خدا الآن علم به لوازم [ندارد]! [میگوید: «بگردیم و ببینیم این روزی ماه و خورشید چه میشود! هان! حالا بهراستی درست شد!» مثلاً زیدی در بیرون آمد یک صغری و یک اصغری با همدیگر یک کبری و اکبری نمیدانم فرض کنید که یک تقی و یک تقیهای یک نقی و نقیهای اینها با همدیگر ـ تاء تأنیث بر مؤنث حقیقی دلالت میکند، مؤنث حقیقی فرقش با مؤنث مجازی چه باشد؟! (مزاح)
حالا این ماه و خورشید و زمین بگردند تا ببینیم یک زیدی درست میشود! این حرفها نیست بلکه تمام اینها در علم و در صُقع ربوبی به مرحلۀ شهود و مرحلۀ حضور است و علم به ذات، علم به جمیع این تعیّنات را دربرگرفته است گرچه یکی از اینها از نظر علم مقدّم هستند، خب باشند. پس به یک لحظه، نه لحظۀ زمانی بلکه یک لحظۀ دهری ـ حالا ما اسمش را لحظۀ دهری بگذاریم ـ هم ذات علم به خودش دارد هم علم به لوازم تا فیها خالدون آن را دارد.
تلمیذ: یعنی اختلاف رُتبی است؟
استاد: بله فقط رتبی و تبعی.
تلمیذ: یعنی در واقع علم اجمالی راه ندارد همهاش علم تفصیلی است؟
استاد: همهاش تفصیلی است اجمال اصلاً وجود ندارد.
تلمیذ: اجمال هرجا که باشد دلیل بر نقص است.
استاد: احسنت، بله همینطور است اجمال باشد دلیل بر نقص است چون اجمال مرحلۀ خفاء ظهور است و خودِ خفاء نقص است.
این مطالبی است که مرحوم حاجی میفرمایند و البته بعضی از اینها بهطورکلی کاملاً درست است گرچه در خصوصیات این مراتب را [ذکر] کردهاند و روایت را به مطالب فلسفی حمل کردهاند و به این کیفیت ایشان این کار را انجام دادهاند.
غُررٌ فی رَدِّ حُجَّةِ المشائین عَلی کونِ عِلمِه تَعالیٰ بِالاِرتسام.1
مشائین گفتهاند که علم خداوند متعال ارتسامی است؛ مثل عکاسی میماند که نقش بسته است، خدا هم یک لوحی دارد و این عکسها رفته و به آن چسبیده است! منتها لوح عکاسی یک تابلوی مثلاً سهدرچهار متر است یا منبابمثال یک در دو متر است اما لوح خدا کهکشان است! گفت:
- . منظومه، ج 3، ص 604.

