جلسه ۱۸۷
توضیحات:
74. غرر في القدرة
جلسه ۱۸۷
8ذینفس بودن کرۀ زمین و موجودات آن
همانطور که برای زمین یک نفس است برای موجودات زمین هم هر کدام یک نفسی هست؛ الآن این درخت یک نفس دارد، الآن همین آجر یک نفس دارد، این سنگ الآن برای خودش یک نفس دارد، سنگ ریزهها برای خودشان یک نفس دارند. تمام اینها دارای نفوسی هستند که این نفوس مسبِّح هستند و مطیع هستند، اینها چه هستند و آن جهت تکوینی به این کیفیت در آنها لحاظ میشود.
تلمیذ: هجده هزار عالم چطور است؟!
استاد: عرض کردم اینها در سلسلۀ طولیه است دیگر.
تلمیذ: این عقول عشره که آقایان میگویند...
استاد: اینها که عقول عشره قائلاند یک کلیاتی میگویند؛ حالا بین اینها هست یا نیست آن یک مرتبۀ دیگر است. بین اینها هست، اینها جزئیات و مراتب بین این دهتا هستند که البته خودِ اثبات دهگانه کردن هم دارای حرف است که آیا دهتا هست یا سهتا یا چهارتا هست؟! آنچه که بهنظر مسلّم میرسد چهار مرحله باید پشتسرهم باشد. حالا در این زمینه ممکن است خیلی باشد؛ یکی عالم طبع مجرد یعنی طبع مادی عالم، یکی هم عالم مثال است، یکی هم عالم مثالِ معنا است و یکی هم معنای صِرف است این چهارتا حتماً باید باشد یعنی تجرد محض، حالا بینهما متوسطات دیگر هرچه میخواهد باشد.
تلمیذ: اسم عالم میشود روی آن گذاشت؟
استاد: بله میشود گذاشت.
تلمیذ: بنابراین فرمایش شما که فرمودید هر عالمی برای خودش عقل کلی است که یک مدبر کلی اداره میکند...
استاد: بله چه اشکال دارد؟! گفت: من اثبات میکنم شصت هزارتا مَلک روی سر سوزن جا میگیرد! چه عیب دارد؟! البته این غلط است چون مَلک مجرد است و این وجود، وجود مادی است اما آنجا که عالم تزاحم نیست حالا شما هیجده هزارتا بگویید هیجده میلیون بگویید به کجای خدا برمیخورد؟! میگفت: به هرچه بخیل است بیش باد.
تلمیذ: بنابراین مطلبی که فرمودید کل عالم سماوات دارای یک نفس کلی هست میتوانیم همین را اثبات کنیم که بین این کرات و تمام اجرام ارتباط هست [که] همین نفس کلی حافظ اینها است؟

